موسسه فهیم

نظریه پردازی , فقه و اصول ,

رویکردهای تفسیر موضوعی(4)

بسمه تعالی

مورخه: 03/11/1388

نظریه پرداز: آقای دکتر قاضی زاده

تاریخچه و پیدایش رویکرد تفسیر مو ضوعی به سوره های قرآن

مقدمه

 در بخش های قبلی  به انواع تفسیر موضوعی اشاره شد . اینک به  تاریخچه و  زمان پیدایش این سه نوع رویکرد و اندیشمندان مطرح در هر یک از این سه رویکرد اساسی به تفسیر مو ضوعی به طور جداگانه پرداخته می شود. در دوران معاصر چندی از اندیشمندان مسلمان توان خود را صرف تبیین این اندیشه کرده‌اند که قرآن به لحاظ مضمونی و ساختاری تا حدّ زیادی دارای انسجام و یکپارچگی است و ظاهراً این دیدگاه نوعی اجماع عمومی را هم در پی داشته است.[1] که این تلاش ها در حیطه تفسیر موضوعی با عنوان های دیگری چون اهداف و مقاصد سوره‌های قرآن کریم؛ شخصیت شناسی سوره‌های قرآن کریم؛ خطوط کلی سوره‌های قرآن کریم و تناسب و ارتباط بین آیات و سور از آن یاد گردیده است و بر این اساس تفاسیر متعددی نیز نوشته شده است. در واقع، این نگاه در دوران جدید واکنش و پاسخی است به شبهه مستشرقان درباره قرآن کریم.

مستشرقانی نظیر نولدکه، مونت‌گری وات و ریچاردبل  با تفاوت‌هایی که در نظریه خود دارند بر این نکته تأکید دارند که قرآن کریم در سوره‌های خود هدف خاصی را دنبال نمی‌کند و نظم و نسق لازم را ندارد و به گفته های پراکنده شباهت بیشتری دارد.

 در واکنش به این ادعاها، نگاه کلی مفسران جدید به «سوره» - به رغم رویکرد‌های متفاوت‌شان - کاملاً متمایز از مفسران سنتی است که به موضوع تناسب آیات توجه کرده‌اندو به طور کلی به تفسیر جمعی و کلی سوره های قرآنی روی آورده اند. در کل می‌توان گفت رویکرد مفسران سنتی، خطی و جزئی‌نگر و رویکرد مفسران جدید یکپارچه و جامع‌نگر است.[2] به نظر می‌رسد دلیل اصلی وجود تفسیر‌های گوناگون و نا متجانس ذیل آیات قرآن که در تفاسیر سنتی متقدم و متأخر دیده می‌شود، همین رویکرد جزء نگرانة مفسران آنهاست. از آنجا که معمولاً بنا بوده که یک آیه به تنهایی تفسیر شود، توجه به آیات قبلی و بعدی به هدف دستیابی به تفسیری موجه و متناسب با بافت (سیاق) آیات مغفول مانده است.

 نخستین کسی که بر نظریه انسجام و وحدت سوره‌های قرآن تأکید کرد اشرف علی تهانوی[3](متوفی 1943) بود. وی در تفسیرش خود را مقید کرده است که توضیح دهد در هر سوره چگونه یک آیه با آیات قبل و بعد خود ارتباط می‌یابد و برای اینکه نظر خواننده را به بحث ارتباط آیات جلب کند، معمولاً کلمه ربط را با حروف چاپی سیاه آورده است. نظیر همین دیدگاه در آثاری چون تفسیر المنار/[4] محمد عبده (متوفی 1905)و محمد رشید رضا (متوفی 1935)؛ فی ظلال القرآن[5] / سید قطب(متوفی 1966)؛ المیزان فی تفسیر القرآن[6] / طباطبایی (متوفی 1412/1361ش)، قابل رد یابی است. کسانی چون محمود شلتوت[7] (متوفی 1963) و ابوالأعلی مودودی[8] (متوفی 1979) نیز در تفاسیر خود این موضوع را که سوره‌های قرآن ساختاری منسجم و منظم دارند و هر کدام دقیقاً یک کل هماهنگ و متناسبند، بدیهی و مسلم انگاشته‌اند. شاید پیگیر ترین تلاش را در تبیین انسجام و یکپارچگی متن قرآن، دو مفسر از شبه قاره هند، حمید الدین فراهی(متوفی 1930) و شاگردش امین احسان اصلاحی (متوفی 1997) صورت داده باشند. این دو، یکپارچگی و انسجام سوره های قرآن را اصل اولیه تفسیر خود از قرآن قرار داده‌اند. در سال‌های اخیر نیز مفسرانی به نگارش تفسیر کامل قرآن با رهیافت وحدت و انسجام موضوعی قرآن، اقدام کرده‌اند که در این میان می‌توان از کتاب"الاساس في التفسير" تالیف سعید حوّی[9] و  تالیف دیگری از محمود بستانی[10] نام برد.

لازم به ذکر است که در این میان بعضی فقط به تفسیر موضوعی سوره پرداخته اند و به تفسیر تک تک آیات توجه نکرده اند. این افراد عبارت اند از: عبدالعلی بازرگان مولف کتاب«نظم قرآن».

وی در این اثر چهار جلدی به بررسی تحلیلی سوره های قرآن با شیوه ای بدیع پرداخته و بر تعداد اسماء خاص پروردگار در هر سوره تاکید کرده و آن را کلید فهم سوره دانسته است.

تاریخچه و مفسران تفاسیر موضوعی بر اساس مصطلحات قرآنی

این نوع تفسیر موضوعی سابقه‌ای طولانی دارد و کتاب های غریب القرآن، الوجوه و النظائر، مفردات قرآن و. . .  شکل ساده‌ای از تفسیر موضوعی مصطلحات قرآنی است. تفسیر قرآن به قرآن نیز در موارد متعددی از این نوع محسوب می‌شود، از این رو بسیاری از تک نگاری‌هایی که در حوزه مفاهیم قرآنی نوشته شده است از این قبیل است. مفاهیمی چون توبه، جهاد، علم، جهل، یهود، مؤمن، منافق، کافر و... که در رساله‌های کوتاه و بلند به بحث گذارده شده است نوعی تفسیر موضوعی است. بعضی از مولفانی که در این بخش تک نگاری‌های داشته اند عبارتند از:

1- دکتر یوسف قرضاوی/ سیمای صابران در قرآن مترجم: دکتر محمد علی لسانی فشارکی؛

2- آیه الله جوادی آملی/ هدایت در قرآن؛

3- ولی الله نقی پور/ تدبر در قرآن؛

4- پروفسور ایزوتسو/  خدا و انسان در قرآن؛

5- دکتر عبدالله حسن حبنکه المیدانی/ ظاهرة النفاق فی القرآن الکریم.


تاریخچه و مفسران تفاسیر موضوعی بر اساس نظریات قرآنی

در این زمینه به دو گونه تألیف بر خورد می‌کنیم: الف) بعضی از تألیفات در صدد جمع و احصاء مباحث متعدد قرآنی در حوزه اعتقادات و . . . بر آمده‌اند؛ ب) بعضی دیگر نیز به صورت تک نگاری به موضوعی خاص پرداخته‌اند. موارد زیر برخی از کتابهائی هستند که در این زمینه تألیف شده‌اند.

1- مفاهیم القرآن/ استاد علامه جعفر سبحانی. این اثر در  دو جلد اول به قلم فاضل گرامی جناب آقای جعفر الهادی و بقیه به قلم آیت الله سبحانی است. مباحث جلد اول، سوم، چهارم، پنجم، هفتم و هشتم درباره سه اصل توحید، نبوت و معاد است. جلد دوم درباره امامت و حکومت اسلامی در عصر غیبت است و جلد نهم درباره مثالها و سوگند‌های قرآن و جلد دهم درباره عدل الهی است. گویا در میان مباحث نظم ویژه‌ای در نظر گرفته نشده است. تفصیل عناوین مجلدات بدین شرح است:

 جلد نخست: بحث دربارة توحید، فطرت، عالم ذرّ و براهین اثبات واجب الوجود در قرآن؛

جلد دوم: حکومت اسلامی و ویژگی‌های آن از نظر قرآن؛

جلد سوم: نبوّت، خاتمیّت و جهانی بودن رسالت اسلام؛

جلد چهارم: اجر رسالت، معجزه و شفاعت؛

جلد پنجم: عصمت، پاسخ به شبهات و مسألة تنزیه انبیا؛

جلد ششم: شناخت صفات جمال و جلال و تفسیر اسماء الله وارد شده در قرآن‌ـ به ترتیب الفبا؛

جلد هفتم، بشارت انبیا دربارة بعثت خاتم انبیا و سیرة پیامبر از آغاز بعثت تا هجرت و پس از آن‌ـ که شامل غزوات و معاهدات آن حضرت است‌ـ و بحث از جهاد - که جنبه دفاعی دارد - و در پایان به واقعة غدیر خم پرداخته است؛

جلد هشتم:  معاد و پاسخ به سؤالات مربوط به عالم برزخ و جسمانی بودن معاد و تجسم اعمال و اهوال و احوال قیامت؛

جلد نهم: مثالها و سوگند‌های قرآن؛

جلد دهم: عدل الهی، مسأله حسن و قبح عقلی، مسأله امرٌ بین الامرین و نفی جبر و تفویض، مصلحت و مقتضیات نظام حاکم، نقش بیعت در حکومت اسلامی، جایگاه اهل بیت از نظر قرآن و نقش آنان در تفسیر. در پایان نیز بحث کوتاهی چون: تفسیر و مراحل تطوّر و الوان و انحاء آن در طول تاریخ و مسأله نفی تحریف، مطرح شده است.

2- منشور جاوید/ استاد جعفر سبحانی. این مجموعه نیز تفسیر موضوعی مؤلف پیش گفته، به زبان فارسی است و نخستین تفسیر موضوعی به زبان فارسی است. مؤلف، در سال 1401ق‌/1359 ش، تألیفشان را آغاز کرده و دوازده جلد از آن به چاپ رسیده است.

جلد نخست: شامل 24 اصل است : 1- یکتا پرستی؛ 2- نیکی به والدین؛ 3- فرزند کشی در جاهلیت و عصر فضا؛ 4- مبارزه با فساد اخلاقی؛ 5- احترام به انسان؛ 6- حمایت از یتیم؛ 7- ابعاد قسط و عدل؛ 8- تکلیف در حدود قدرت؛ 9- عدالت در گفتار؛ 10- وفای به عهد؛ 11- ابراز شناخت؛ 12- امکان شناخت؛ 13- اسراف و تبذیر؛ 14- حجاب و تعصّب؛ 15- جایگاه زبان از دیدگاه قرآن؛ 16- شکر و سپاس؛ 17- آزمایشهای الهی؛ 18- از خود بیگانگی؛ 19- داستان‌های قرآن؛ 20- قلب و فؤاد در قرآن؛ 21- ضرورت تشکیل جامعه؛ 22- بعد جهانی جامعه؛ 23- نظام مندی جامعه؛ 24- سنن الهی در جامعه؛

جلد دوم: مسأله توحید و ابعاد آن؛ خداشناسی و براهین ده‌گانة آن: برهان فطرت، برهان حدوث، برهان امکان، برهان حرکت، برهان نظم، برهان محاسبه و احتمالات، برهان موازنه و اعتدال، برهان راهیابی جاندار‌ها، برهان هماهنگی پدیده‌ها، برهان صدیقین؛

جلد سوم: جهاد، هجرت، حق و باطل، هدایت و ضلال، تفسیر و تأویل، محکم و متشابه و عدالت صحابه از دیدگاه تاریخ؛

جلد چهارم: بحثی گسترده در خصوص نفاق و انسان و نیز بحث از اراده و اختیار؛

جلد پنجم: عصمت و تنزیه انبیا؛

جلد ششم: شناخت پیامبر و امام از دیدگاه قرآن؛ و بخشی از سیره پیامبر اسلام؛

جلد هفتم: ادامة سیره پیامبر و نگاهی به غزوات آن حضرت؛

جلد هشتم: توبه، شفاعت، احباط و تکفیر و مسأله آگاهی اولیای الهی از غیب؛

جلد نهم: در باب معاد و ابعاد آن و تجسم اعمال؛

جلد دهم: ضرورت بعثت انبیا و سنت الهی در این باره؛

جلد یازدهم: قصص انبیا آن گونه که در قرآن آمده است؛

جلد دوازدهم: ادامة بحث های قبل تا بحث از حضرت مسیح؛

3- پیام قرآن/ زیر نظر آیت الله مکارم شیرازی.

مجموعه گروه هفت نفره‌ای‌ ـ که نام آنان در مقدمه ذکر شده ‌ـ زیر نظر آیه الله مکارم شیرازی، با الهام از مباحث مطرح شده در «تفسیر نمونه» و با نظم ترتیبی طبیعی، آن را به صورت تفسیر موضوعی در آورده‌اند. این کار در سال 1408/1366 ش آغاز شده و در ده مجلد و دو جلد الحاقی‌ـ در اخلاق‌ـ تدوین شده است.

این مجموعه نیز، مانند مجموعه‌های قبل، در حوزه عقائد از دیدگاه قرآن است. اهتمام ویژه به قرآن، مقایسه دیدگاه‌های قرآنی و نظریه پردازی‌های جدید و تحلیل و چینش موضوعی مباحث از ویژگی‌های این تفسیر موضوعی است. ایشان بر اساس این دیدگاه که در شناخت باید نظم منطقی را پی گرفت به ترتیب زیر عناوین مجلدات را پی‌ریزی کرده‌اند.

جلد نخست: شامل امکان شناخت و ابزار و موانع آن؛

جلد دوم: خداجویی و انگیزه‌های آن و برهان نظم‌ـ در 21 نشانه‌ـ در طبیعت؛

جلد سوم: طرق معرفه الله و براهین پنجگانه بر اثبات واجب الوجود و ابعاد مسأله توحید؛

جلد چهارم: بحث از صفات جمال و جلال؛

جلد پنجم: بحث از معاد و دلایل امکان براهین اثبات آن؛ بحث از معاد جسمانی و ردّ شبهات بر آن؛

جلد ششم: بحث از نشانه‌های قیامت و عرصات آن و بهشت و دوزخ و مسأله خلود؛

جلد هفتم: نبوّت عامّه و مسأله عصمت و تنزیه انبیا و طرق شناخت پیامبران؛

جلد هشتم: نبوّت خاصّه و عوامل نفوذ و پیشرفت اسلام؛

جلد نهم: امامت و ولایت و بررسی دلایل آن و استناد به آیاتی از قرآن – که چهار آیه مستقیماً و 23 آیه  غیر مستقیم- بر آن دلالت دارند؛

جلد دهم: نظام حکومت در اسلام، در پهنة تاریخ.

دو جلد الحاقی؛ جلد اول: مبانی اخلاق در قرآن و جلد دوم: اخلاق پسندیده و ناپسند در قرآن.

5- تفسیر موضوعی قرآن مجید/ آیت الله جوادی آملی

این مجموعه برگرفته از درس های  استاد، در باره تفسیر موضوعی در سیمای جمهوری اسلامی ایران است که از سال 1360 تا کنون ادامه دارد و تا کنون 17جلد از این تفسیر منتشر گردیده است. محور مباحث این تفسیر نیز اعتقادات و از جلد 11 تا 15 در حوزه اخلاقی انسانی است.این تفسیر که با گرایشی کاملاً عرفانی نگارش یافته، سبک تفسیری آن بر مبنای تفسیر قرآن به قرآن است و در عین حال، برای تتمیم و تکمیل هر بحث از روایات معصومین‌(ع) نیز استفاده شده است.

مباحث کتاب از حیث جامعیّت مطالب، ظرافت و عمق و نیز ترتیب منطقی مباحث در سطح مناسبی است. با آنکه مباحث کتاب از ثقل ویژه‌ای در محتوا برخوردار است، از نظر قلم و نگارش تا حدود زیادی سعی شده تا با زبانی روان و رسا بیان شود تا علاوه بر فضلا و طلاب حوزه، فرهنگیان و دانشگاهیان نیز بتوانند بیشترین بهره‌مندی را از آن داشته باشند.

فهرست اجمالی مطالب این کتاب:

جلد نخست: شناخت قرآن و نزول سه گانة‌ آن، مسأله اعجاز، رسالت قرآن، جاودانگی و خاتمیت آن، تحریف ناپذیری قرآن و فهم قرآن بحث شده است؛

جلد دوم: مبدأ و معاد، وحی و راه‌های جهان بینی، دلائل توحید، معیارهای اخلاق، هدف آفرینش و نبوّت و عصمت؛

جلد سوم: وحی و رسالت، خرد و دانش، حیات و ممات از نظر قرآن؛

جلد چهارم: وحی و تفکّر، علم و عمل، معاش و معاد و برخی از مشاهدات قیامت؛

جلد پنج: بحث پیرامون فطرت، گرایش های صادق و گاذب از دیدگاه قرآن و راه‌های تزکیة نفس؛

جلد ششم: نبوت عامه و سیره انبیا: آدم، ادریس، نوح، هود، صالح و ابراهیم؛

جلد هفتم: ادامة سیرة انبیا: لوط، اسحاق، یعقوب، یوسف، ایوب، شعیب، موسی،‌خضر، لقمان، الیاس، داوود، سلیمان، یونس، زکریّا، مریم، یحیی و عیسی‌(ع)؛

جلد هشتم: سیرة حضرت رسول‌(ص) در دو بخش: معارف توحیدی، وحی؛ نبوت و رسالت؛

جلد نهم: ادامة مباحث نبوت، معاد و نصایح و مواعظ؛

جلد دهم: مبادی اخلاق در قرآن، مقامات عارفان در نگاه ابن سینا، گزارشی از «رساله الطیر» فرید الدین عطار؛

جلد یازدهم: مراحل اخلاق در قرآن، راه های رسیدن به کمال انقطاع و پایان ناپذیری وحدت شهود؛

جلد دوازدهم: فطرت در قرآن، فطری بودن بینش و گرایش به خدا و دین و اخلاق؛ عوامل موانع شکوفایی فطرت در انسان؛

جلد سیزدهم: معرفت شناسی در قرآن، ارکان و مبانی شناخت، میزان منطقی شناخت عقلی، شناخت شهودی و موانع شناخت؛

جلد چهاردهم: صورت و سیرت انسان در قرآن؛

جلد پانزدهم: حیات حقیقی انسان در قرآن؛

جلد شانزدهم: هدایت در قرآن؛

جلد هفدهم: جامعه در قرآن؛

6- معارف قرآن/ آیت الله  مصباح یزدی.

با توجه به اینکه برخی محتوای دین را به سه بخش (عقاید، اخلاق و احکام) تقسیم کرده‌اند، ایشان با نظری دقیق‌تر آن را به ده بخش تقسیم نموده و از دیدگاه قرآن که منبع اصیل دین است آن را مورد بررسی و بحث قرار داده است:

  1. خدا شناسی که شامل شناخت خدا و توحید و صفات و کلیات افعال الهی است؛
  2. جهان شناسی: شامل مباحث آفرینش، پدیده‌های زمینی، جهان غیب و مسأله خلق و تدبیر؛
  3. انسان شناسی: آفرینش انسان، ویژگی‌های روح، کرامت و مسؤولیت انسانی، زندگی و سنن الهی در حیات فردی و اجتماعی و بالاخره معاد و سرنوشت نهایی بشر؛
  4. راه‌شناسی: انواع علم حضوری و حصولی و الهام و وحی، مسأله نبوت و ضرورت بعثت انبیا و هدف آن؛ اعجاز، عصمت و سرانجام مساله امامت؛
  5. راهنماشناسی: تاریخ انبیا روش پیامبر اسلام در تبلیغ؛
  6. قرآن شناسی: مباحث پیرامون شناخت قرآن در ابعاد مختلف آن؛
  7. اخلاق یا انسان سازی قرآن‌ (رفتار پاک)؛
  8. برنامه‌های عبادی قرآن: عبادت و توفیق روابط با خدا؛
  9. احکام فردی قرآن: معاملات و انواع رفتار‌های حلال و حرام؛
  10. احکام اجتماعی قرآن: انتظامات و روابط داخلی و بین المللی.

7- معارف قرآنی، آیت الله محمد هادی معرفت

این تفسیر نیز در موضوعات مختلف اعتقادی است که مؤلف غالباً در سخنرانی‌ها به آنها پرداخته است. از این مجموعه تا کنون 7 کتاب منتشر شده است.

تک‌نگاری‌هایی

  نگاری هایی که به نظریه پردازی‌های قرآنی پرداخته است بسیار زیاد و در عرصه‌های متعدد نشر گردیده است که بعضی از آنها را مورد اشاره قرار می‌دهیم:

- المدرسه القرآنیه/ شهید سید محمد باقر صدر؛ این کتاب در بخش عمده به سنت الهی در جوامع پرداخته است و این سنت‌ها را بر شمرده است؛

- القران و التشریع/ دکتر صادق البلعید؛

- آزادی در قرآن/ سید محمد علی ایازی؛

- الاسلام یقود الحیاة/ سید محد باقر صدر؛

- ارزشها و ضد ارزشها در قرآن/ ابوطالب تجلیل؛

- سیاست و حکومت در قرآن/ کاظم قاضی زاده.

معجم‌های موضوعی قرآن کریم

در کنار کتابهایی که به تحلیل موضوعات و مصطلحات قرآن کریم پرداخته‌اند، معجم‌های موضوعی متعددی نیز به ذکر آیات مرتبط با موضوع واحد قرآنی بسنده کرده‌اند و زمینه ساز پژوهش‌های پژوهش‌گران قرآنی شده‌اند. قدیمی‌ترین این آثار را می‌توان بخش آیات بحار الانوار دانست. مولی محمد باقر مجلسی در آغاز هر فصل و هر عنوان قبل از ذکر روایات به ذکر آیات و احیاناً تفسیر مجزای هر آیه اشاره داشته است. البته کار ایشان در پرتو تقسیم بندی موضوعی روایات صورت پذیرفته است که با تنظیم چند محور اساسی به ذکر آیات بسنده کرده است. کتاب «الحیوة» نوشته آقای حکیمی نیز در مجلدات منتشر شده به نوعی شبیه بحار الانوار مجلسی است گرچه در به روز کردن عناوین، اهتمام بیشتر به آیات و ذکر تحلیل و تفسیر موضوعی در اواخر هر فصل، بر بحارالانوار برتری دارد. میزان الحکمة تألیف محمد محمدی ری‌شهری نیز شباهت‌هایی با کتاب پیش گفته دارد. در این زمینه معجم‌های جامع و موردی نیز به چشم می‌خورد که به بعضی‌ دیگر اشاره می‌شود.

1- تفصیل آیات القرآن الحکیم/ ژول لابوم و انضمام مستدرکات ادوار مونتیه،

این کتاب در اوایل قرن بیستم میلادی به زبان فرانسه تألیف گردید، به طور کلی 18 باب اصلی دارد که عبارت است از تاریخ، محمد، تبلیغ، بنی اسرائیل، تورات، نصارا، ماوراء الطبیعه، توحید، قرآن، دین، عقاید عبادات، شریعت، نظام اجتماعی، علوم و فنون، تجارت، تهذیب اخلاق، و نجاح. در عناوین فرعی آن حدود 350 عنوان دیده شده و حدوداً 200 صفحه نیز بصورت مستدرک بر این کتاب رحلی 480 صفحه‌ای اضافه گردیده است.

همانطور که از عناوین اصلی پیداست نمی‌توان نظم منطقی بر کیفیت چینش عناوین اصلی یافت. مثلاً توحید از عقاید جدا شده است و عقاید شامل قرآن و نبوت پیامبر اکرم‌(ص) نمی‌باشد. محمد فؤاد عبد الباقی این کتاب را به زبان عربی ترجمه کرده است.

2- تصنیف آیات القرآن الکریم/ محمود محمد اسماعیل

این کتاب 30 سال قبل تألیف شده است و دارای یازده عنوان اصلی است که عبارت است از: ارکان اسلام، الهیات، الغیبیات، نعم الله علی عباده، الانبیاء، التشریعیات ( شئون الحکم، المعاملات المالیه، المعاملات الاجتماعیه) الاجتماعیات، السیاسیه و الحروب، المحاورات المختلفه، المقارنه بین الاضداد، الامثال و التشبیهات.

وی مقالات کوتاهی در مقایسه کتاب خود و کتاب پیش گفته و کتاب الموسوعه القرآنیه استاد ابراهیم آبیاری آورده است. این کتاب در 6 جلد وزیری و حدود 3000 صفحه منتشر شده است.

3- الفهرس الموضوعی لآیات القرآن الکریم/ محمد مصطفی محمد

این کتاب نیز در بغداد منتشر شده است و یک مجلد بزرگ رحلی است. عناوین اصلی این فهرست موضوعی عبارتند از: عقائد و ایمان، وحی، رسالات، یوم القیامه، فی العلم و العلماء، ارکان الاسلام، السجود، الادعیه والاذکار، الزکاة، الانفاق، الصوم، الحج، الجهاد، الهجرة و الغزوات، الجنایات، ما نهی عنه، الاجتماعیات، العدة، مصیبة الموت، المعاملات، الاطعمة، العمل و العمل و المصانع، تکریم الله للانسان، الاسلام و المرأة، الاسلام و الرق، الامثال فی القرآن، الرسل و الانبیاء و قصصهم مع اقوامهم، القصص و التاریخ.

4- معجم الاعلام و الموضوعات فی القرآن الکریم/ دکتر عبدالصبور مرزوق، 1415، دار الشروق، قاهره.

این کتاب در سه جلد تنظیم شده است و مؤلف در مقدمه ادعا کرده است که نه از طریق واژگان که از طریق موضوعات پیش رفته است. عناوین اصلی این کتاب عبارتند از:

الله جل جلاله، اعلام الانبیاء، اعلام غیر الانبیاء، نماذج لأسماء و... . این کتاب بر اساس حروف الفبا در موضوعات پیش رفته است.

5- المعجم الموضوعی لآیات القرآن الکریم/ حسام عبد المنان

این کتاب در عمان منتشر شده است و بر حسب حروف الفبا موضوعات را تنظیم کرده است. بعضی از عناوین کتاب عبارت است از: اسماء الحسنی، ایمان، توحید الله، الحج و العمره، الدیانات، العمل الصالح، الغیب، القضاء، المجتمعات، المساجد و... .

6- فروغ بی پایان فهرست تفصیلی مفاهیم قرآن کریم/ عبدالمجید معادیخواه، 1378، نشر ذره، تهران.

این کتاب نیز به شیوه الفبایی موضوعات قرآن را طرح کرده است. استفاده از رایانه سبب پیوند زدن میان موضوعات شده است- تعداد موضوعات اصلی 2300 و مجموعه عنوان‌ها و زیر عنوان‌ها 21600 و پیوند آیه‌های قرآن با عنوانها حدود 180000 است. ویژگی این کتاب آن است که عناوین را به صورت فارسی و بر اساس فرهنگ فارسی زبانان تنظیم کرده است. در متن آیات را ذکر نکرده و فقط آدرس سوره و آیه را آورده است.


اشکالات تفسیر موضوعی

عرصه تفسیر موضوعی با اشکالا ت زیادی مواجه شده است . اهم اشکالات این بحث به شرح زیر است .

  1. نادیده گرفتن ثقل اصغر (سنت وعترت ) در تفسیر موضوعی

معارف دینی، در تفسیر موضوعی، محدود در قرآن تلقی می‌ شود و جایگاه سنت در فهم دین و جایگاه سنت در تفسیر قرآن و ثقل اصغر بودن آن نادیده گرفته می شود در حالی که پیامبر عظیم الشان (ص)  در روایات فراوانی قرآن و عترت را توامان معرفی کردنداز جمله: حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ الْحَسَنِ الْقَطَّانُ قَالَ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ السُّكَّرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زَكَرِيَّا الْجَوْهَرِيِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَارَةَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنِّي مُخَلِّفٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ كَهَاتَيْنِ وَ ضَمَّ بَيْنَ سَبَّابَتَيْهِ فَقَامَ إِلَيْهِ جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِيُّ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَنْ عِتْرَتُكَ قَالَ عَلِيٌّ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ الْأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَة؛[11]جعفر بن محمّد بن عماره از پدرش از امام صادق از پدران گراميش از امير مؤمنان (عليهم السلام) از پيغمبر خدا صلى اللَّه عليه و آله روايت نموده كه فرمود: من در ميان شما دو چيز گرانقدر به جاى مى‏گذارم، قرآن و عترتم كه اهل بيت منند و اين دو هرگز از هم جدا نخواهند شد تا اينكه بر من وارد گردند بر حوض، مانند اين دو، و ميانه دو انگشت شهادت و اشاره را به هم چسباند- آنگاه جابر بن عبد اللَّه انصارى برخاست و عرض كرد: يا رسول اللَّه عترت تو كيانند؟ فرمود:

على و حسن و حسين و امامان از نژاد حسين تا روز رستاخيز.

پاسخ:

 اولاً: بر مبنای کسانی که در تفسیر، قرآن به قرآن را وجه صحیح تفسیر می‌دانند رجوع به سنت پیامبر و امامان معصوم  در تفسیر‌ـ و نه در تفصیل قرآن- لازم نیست و بر مبنای دیگران نیز قرآن می‌تواند شارح اول خود باشد‌ـ بجز اخباریین که قرآن را به تنهایی قابل فهم نمی‌دانند‌ـ..

ثانیاً: سنت در برابر قرآن چند گونه است:

           1) تبيين‌ مجمل‌: بسياری از احكام‌ واردشده‌ در كتاب‌ الهی معنايی مجمل‌ دارند كه‌ تفصيل‌ و بيان‌ آنها بر عهده سنّت‌ گذاشته‌ شده‌ است‌. در بخش های متعدد فقه‌ نمونه‌های فراوانی از اين‌ دست‌ وجود دارد؛
           2) تخصيص‌ عام‌: در قرآن‌ احكامی وجود دارد كه‌ تخصيص‌ آنها در سنّت‌ بيان‌ شده‌ است‌، چنانكه‌ فقيهان‌، در برخی موارد، عمومات‌ احكام‌ قرآن‌ را با روايت هايی از سنّت‌ نبوی تخصيص‌ زده‌اند؛

 3) تقييد اطلاق‌: آيات‌ متعددی در قرآن‌ هست‌ كه‌ حكم‌ آنها مطلق‌ است‌ (برای نمونه‌ رجوع کنید به نساء: 93؛ انعام‌: 82؛ مائده‌: 38)، اما سنّت‌، اطلاق‌ آنها را تقييد زده‌ است‌.
4) توضيح‌ مفاهيم‌ شرعی: قرآن‌ به‌ زبان‌ عربی است‌ و مردم‌ عرب‌ با آن‌ كاملاً آشنا بوده‌اند، با اينهمه‌، در قرآن‌ واژه‌هايی يافت‌ می شود كه‌ در فرهنگ‌ قرآنی، معنايی تازه‌ پيدا كرده‌اند و توضيح‌ و تفسير آنها جز از راه‌ سنّت‌، ميسر نيست‌. علاوه‌ بر روايت های پيشين‌ نبوی در باب‌ واژه‌های صلوه و حج‌ و زكوه ، شواهد تاريخی و روايی فراوانی وجود دارد كه‌ در منابع‌ اهل ‌سنّت‌ و شيعه‌ ذكر شده‌ است‌؛

5)  بیان ناسخ‌ و منسوخ: گرچه‌ برخی منكر وجود نسخ‌ در قرآن‌ شده‌اند، برخی ديگر وجود نسخ‌ در قرآن‌ را منكر نيستند، اما شمار آيات‌ منسوخ‌ را بسيار اندك‌ می دانند. در اين‌ صورت‌، تميز آيات‌ ناسخ‌ از منسوخ‌ بر عهده سنّت‌ است‌. [12]  
6)  تفصيل‌ احكام‌ قرآن: در قرآن‌ آياتی وجود دارد كه‌ در آنها تنها به‌ ذكر اصل‌ تشريع‌ اكتفا شده‌، اما سنّت‌ بيان‌ جزئيات‌ آن‌ را برعهده‌ گرفته‌ است‌؛

7) بیان احکام و معارف زاید بر قرآن.[13]

ما نیازمند  نوع اول تا پنجم  سنت هستیم و در موارد مختلف تفسیر موضوعی‌ـ در بعضی از آنها اصولاً احتمال چنین سنتی نمی‌رود و در موارد وجود سنت این گونه، مسلماً نیازمند پژوهش و توجه به آن هستیم و این موارد بر اساس آیاتی چون :« مَّا أَفَاء الله عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ كَيْ لا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاء مِنكُمْ وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا وَاتَّقُوا الله إِنَّ الله شَدِيدُ الْعِقَابِ؛ آنچه خدا از [دارايى] ساكنان آن قريه‏ها عايد پيامبرش گردانيد از آن خدا و از آن پيامبر [او] و متعلق به خويشاوندان نزديك [وى] و يتيمان و بينوايان و درراه‏ماندگان است تا ميان توانگران شما دست به دست نگردد و آنچه را فرستاده [او] به شما داد آن را بگيريد و از آنچه شما را باز داشت بازايستيد و از خدا پروا بداريد كه خدا سخت‏كيفر است» وآیه شریفه: « وَ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَينِ‏َّ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيهِْمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ؛ و اين قرآن را به سوى تو فرود آورديم، تا براى مردم آنچه را به سوى ايشان نازل شده است توضيح دهى، و اميد كه آنان بينديشند». [14] قابل پی‌گیری است.

ثالثاً: تفسیر موضوعی بیانگر دیدگاه قرآن در یک موضوع خاص است نه دیدگاه دینی و می‌تواند دیدگاه دین را بر اساس منابع چهارگانه قرآن ‌ـ سنت‌، عقل و اجماع و... تبیین کرد.

2- تفسیر موضوعی و نداشتن ساختار یگانه

اشکال دیگری را که بر تفسیر موضوعی- چه تفسیر موضوعی یک سوره و چه تفسیر موضوعی واژگانی و نظریه پردازانه- وارد دانسته انداین است که تفسیر موضوعی بر یک اسلوب علمی معین نمی‌باشد و از پر نویسی‌های سلیقه‌ای و مطالب زاید و مباحث غیر تفسیری خالی نیست. بعضی از آنها به عبارت پردازی‌های ادبی افتاده اند و بعضی نیز به طرح مقدمات علمی و بعضی به ... و اینها از اسلوب علمی دور است.

پاسخ: اولاً مشکل حشو، زیاده نویسی و استطراد و... مشکل تفاسیر متقدم ترتیبی نیز هست. دربارة بعضی از تفاسیر مشهور شده است که: «فیه کل شیء الا التفسیر».

ثانیاً : این دلیل، نافی تفسیر موضوعی نیست بلکه دلیلی بر لزوم پالایش و تحدید تفسیر موضوعی است. آنچه در تقسیم بندی چهارگانه تفسیر آوردیم و یک نوع را بنام "تفسیر استطرادی" ذکر کرده و  آن را از تفسیر خارج دانستیم به نوعی توجه به این مشکل بوده است.

البته مخفی نماند که تفسیر موضوعی نظریه پردازانه نیازمند تبیین‌های موضوعی خارج از قرآن است و از این رو در این نوع خاص طرح دقیق محل بحث نیازمند دقت در مباحث علمی موضوع شناسانه است. البته تعداد تفاسیر موضوعی تک نگاری‌ و مجموعه های موضوعی که از این مشکل دور است نیز کم نیست که به بعضی از آنها در جلسه قبل اشاره کردیم.

3-تفسیر موضوعی در روایات نهی شده است

یکی دیگر از اشکالاتی که بر تفسیر موضوعی مطرح می شود وجود برخی روایات است که حمل بر نهی از تفسیر موضوعی می شود، از جمله روایت:

  « مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ حُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَبِي ع مَا ضَرَبَ رَجُلٌ الْقُرْآنَ بَعْضَهُ بِبَعْضٍ إِلَّا كَفَرَ[15] ؛ سوید بن قاسم بن سلیمان از امام صادق نقل می کند  که فرمود :پدرم فرمود هیچکس بعضی از قران را به بعض دیگر نزد مگر آن که کافر شد».

صدوق می‌گوید از محمد بن حسن بن ولید دربارة معنای این روایت سئوال کردم وی گفت:« هو ان تجیب الرجل فی تفسیر آیه بتفسیر آیه اخری؛ آن است که مرد تفسیر آیه قرآن را به آیه‌ای دیگر بازگو کند».

از متأخرین نیز آقای ابطحی این حدیث را نفی تفسیر قرآن به قرآن و نفی تفسیر موضوعی دانسته است.[16] دراین روایت، در حاليكه از به هم خوردن ترتيب آيات قرآن نكوهش شده است، به طور صريح از تفسير قرآن با به هم ريختن آيات و حمل آيه‌اي بر آية ديگر نهي شده و از اين عمل منهي، با عنوان « ضرب القرآن بعضه ببعض» ياد شده است. مخالفان نيز، ‌اين عنوان را به همان معناي «تفسير قرآن به قرآن و تفسیر موضوعی» دانسته‌اند و به اين ترتيب، مدعي شده‌اند كه روش مزبور مانند روش «تفسير به رأي » مردود و از نظر سنّت و روايات، مطرود مي‌باشد. اين مطلب را مي‌توان با مشاهدة حدیث پیشین و حديثي از سيوطي در كتاب الدّر المنثور و چند روايت ديگر كه در اين خصوص نقل شده است، ‌دليلي بر صحت قول مخالفان گرفت.

پاسخ:  تفسیر‌های بهتری از این روایت وجود دارد و دیدگاه فوق در تفسیر روایت مذکورمورد پذیرش نیست.تفسیر های مناسب تر بری روایات فوق عبارت است از:

الف): «ضرب القرآن بعضه ببعض»‌ به این معنی است که کسی آیات متشابه را بدون توجه به سایر آیات و بدون فهم دقیق آن به ظاهر آن اخذ کند و آیات دیگر قرآن را نیز بر اساس آن تأویل برد ؛

ب): بعضی نیز در معنای حدیث ضرب القرآن‌ آنرا به معنای جدل کردن و مراءُ و مخاصمه با قرآن دانسته‌ اند؛

ج): معنای دیگر آن است که با استفاده غیر روشمند از جمع آیات به دنبال ایجاد اختلاف و نقد قرآن برآید .

در رساله حکم و متشابه آمده است که: « عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ الْمُرْتَضَى فِي رِسَالَةِ الْمُحْكَمِ وَ الْمُتَشَابِهِ نَقْلًا مِنْ تَفْسِيرِ النُّعْمَانِيِّ بِإِسْنَادِهِ الْآتِي عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ جَابِرٍ عَنِ الصَّادِقِ ع قَالَ إِنَّ اللَّهَ بَعَثَ مُحَمَّداً فَخَتَمَ بِهِ الْأَنْبِيَاءَ فَلَا نَبِيَّ بَعْدَهُ وَ أَنْزَلَ عَلَيْهِ كِتَاباً فَخَتَمَ بِهِ الْكُتُبَ فَلَا كِتَابَ بَعْدَهُ إِلَى أَنْ قَالَ فَجَعَلَهُ النَّبِيُّ ص عَلَماً بَاقِياً فِي أَوْصِيَائِهِ فَتَرَكَهُمُ النَّاسُ وَ هُمُ الشُّهَدَاءُ عَلَى أَهْلِ كُلِّ زَمَانٍ حَتَّى عَانَدُوا ذَلِكَ أَنَّهُمْ ضَرَبُوا الْقُرْآنَ بَعْضَهُ بِبَعْضٍ وَ احْتَجُّوا بِالْمَنْسُوخِ وَ هُمْ يَظُنُّونَ أَنَّهُ النَّاسِخُ وَ احْتَجُّوا بِالْخَاصِّ وَ هُمْ يُقَدِّرُونَ أَنَّهُ الْعَامُّ. [17]

انهم یضربون القرآن بعضه ببعض و احتجوا بالمنسوخ و هم یظنون انه الناسخ و احتجوا بالخاص و هم یقدرون انه العام.

 بر اساس این تفسیر می توان روایاتی را نیز شاهد گرفت از جمله:

تفسير قمى مى‏نويسد: مردى از منكرين از ابو جعفر احول پرسيد اين آيه را برايم توضيح بده: فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً و در سوره ديگر مى‏فرمايد وَ لَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ فَلا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ‏.

 بين اين دو آيه چه فرق است؟ ابو جعفر گفت من نتوانستم جواب او را بدهم.

به مدينه رفتم و خدمت حضرت صادق عليه السلام رسيدم از آن دو آيه پرسيدم، فرمود: در آيه اول كه مى‏فرمايد اگر ترسيديد از انجام ندادن عدالت يكى بگيريد منظور عدالت در خرج و نفقه است و در آيه دوم كه مى‏فرمايد هرگز نمى‏توانيد عدالت روا داريد، گر چه خيلى مايل باشيد در مورد محبت است زيرا هيچ كس نمى‏تواند در محبت بين دو زن عدالت روا دارد. ابو جعفر احول جواب را براى آن مرد آورد. گفت اين جواب از حجاز آورده شده. [18]

روشن است که شبهه طرح شده از نحوه اتصال غیر صحیح آیات به یک دیگر پدید آمد.

 تفسیرهای فوق راه استدلال به روایت را می بندد. در حقیقت باید  گفت ضرب قرآن به قرآن به معنای تفسیر قرآن به قرآن  و به معنای تفسیر موضوعی هم نیست. مفسرانی که از این روشها استفاده کرده‌‌اند، کافر نشده‌اند و این روایت در حقیقت به برداشت های ناروا و جدال و مخاصمه با قرآن باز می‌گردد.

4-منافات تفسیر موضوعی با هدف قرآن

تفسیر موضوعی آیات را جابجا می‌کند و زمینه هدایت قرآن که از رهگذر شیوه خاص چینش آیات قرآن است از دست می‌رود و به نوعی اعمال سلیقه در چنیش وحیانی است.

شیخ محمد جواد مغنیه صاحب تفسیر الکاشف می‌نویسد: قرآن کتاب فنی نیست که برای هر مقصد آن باب خاصی باشد. بلکه کتاب هدایت و وعظ است است از شأنی به شأن دیگر منتقل می‌شود.

از امیرمؤمنان نیز نقل شده است که: «إِنَّ الْآيَةَ يَكُونُ أَوَّلُهَا فِي شَيْ‏ءٍ وَ آخِرُهَا فِي شَيْ‏ءٍ وَ هُوَ كَلَامٌ مُتَّصِلٌ مُتَصَرِّفٌ‏».[19] پس ما باید قرآن را آن گونه که صاحب قرآن آورده است بخوانیم و تفسیر کنیم.

پاسخ: اولاً در بعضی از موارد که قبلاً ذکر شد معصومین (علیهم السلام) خود به تفسیر قرآن به قرآن و تفسیر موضوعی پرداخته‌اند.[20]

ثانیاً: این روایت به نقل از جابر بن یزید جعفی آمده است که:

 وَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ بِشْرٍ الْوَابِشِيِّ عَنْ جَابِرِ بْنِ يَزِيدَ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ شَيْ‏ءٍ مِنَ التَّفْسِيرِ فَأَجَابَنِي ثُمَّ سَأَلْتُهُ عَنْهُ ثَانِيَةً فَأَجَابَنِي بِجَوَابٍ آخَرَ فَقُلْتُ كُنْتَ أَجَبْتَنِي فِي هَذِهِ الْمَسْأَلَةِ بِجَوَابٍ غَيْرِ هَذَا فَقَالَ يَا جَابِرُ إِنَّ لِلْقُرْآنِ بَطْناً [وَ لِلْبَطْنِ بَطْناً] وَ لَهُ ظَهْرٌ وَ لِلظَّهْرِ ظَهْرٌ يَا جَابِرُ وَ لَيْسَ شَيْ‏ءٌ أَبْعَدَ مِنْ عُقُولِ الرِّجَالِ مِنْ تَفْسِيرِ الْقُرْآنِ إِنَّ الْآيَةَ يَكُونُ أَوَّلُهَا فِي شَيْ‏ءٍ وَ آخِرُهَا فِي شَيْ‏ءٍ وَ هُوَ كَلَامٌ مُتَّصِلٌ مُتَصَرِّفٌ‏[21]

این روایت نسبت به اصل تفسیر و دقت در آن بحث دارد نه نسبت به تفسیر ترتیبی یا موضوعی، لذا نه نافی تفسیر موضوعی است نه نافی تفسیر ترتیبی.

ثالثاً: تفسیر موضوعی پس از توجه به تفسیر ترتیبی و جایگاه آیات در سیاق ترتیبی است.

5-مبانی لازم در تفسیر موضوعی

تفسر موضوعی مبتنی بر مبانی ای است که اثبات آن نیازمند تأمل است. تفسیر موضوعی نظریه پردازانه نیازمند پاسخ‌گویی قرآن به مسایل حیات اجتماعی است. تفسیر موضوعی سورة واحد مبتنی بر قبول وحدت موضوعی در سوره است که با روایت پیش گفته تناسب ندارد.


پاسخ: این بحث صحیح است و نمی‌توان قرآن را در بر دارنده هر چیز‌- هر علم و مبحثی - قلمداد کرد و توقع پاسخگویی داشت ولی در عرصة آنچه به زندگی هدایتی انسان باز می‌گردد نمی‌توان از قرآن کریم چشم پوشی کرد و آیاتی چون : وَ يَوْمَ نَبْعَثُ في‏ كُلِّ أُمَّةٍ شَهيداً عَلَيْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ جِئْنا بِكَ شَهيداً عَلى‏ هؤُلاءِ وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً وَ بُشْرى‏ لِلْمُسْلِمينَ[22] ؛ و [به ياد آور] روزى را كه در هر امتى گواهى از خودشان برايشان برانگيزيم، و تو را [هم‏] بر اين [امت‏] گواه آوريم، و اين كتاب را كه روشنگر هر چيزى است و براى مسلمانان رهنمود و رحمت و بشارتگرى است، بر تو نازل كرديم.  بر آن دلالت دارد.

 البته در این زمینه وحدت موضوعی سوره نیز سطوح مختلفی قابل طرح است. فهم مدلول اجمالی‌‌ـ خلاصة مباحث یک سوره‌ـ کشف ترابط آیات‌، تناسب با سوره‌های ماقبل و مابعد نزول و تربیت در قرآن و کشف شخصیت کلیدی سوره، در مورد اخیر این اختلاف وجود دارد و کسی که قائل به وحدت موضوعی سوره نباشد تنها در بخش آخر می‌تواند مناقشه کند و بس ولی موارد قبل قابل پی‌گیری است.

6-بدعت بودن تفسیر موضوعی

تفسیر موضوعی بدعت است و استدراک نسبت به کار خداوند است.

پاسخ : اولاً هر بدعتی حرام نیست و گرنه ترتیب موضوعی کتب حدیثی و مباحث منظم فقهی نیز بدعت است.

ثانیاً استدراک وقتی است که چینش آیات را بر هم بریزیم و مثل آیات توصیه را در جایی گردآوریم و آنرا جابجا کنیم اما تفسیر موضوعی در حقیقت فهم دقیق‌تر و بهتر متنی است نه استدراک.

هدف انزال کتاب هدایت است اما فهم و معرفت نیز غایت دیگری است که باید به آن نیز توجه کرد. تفسیر موضوعی در مسیر فهم و معرفت هر چه عمیق‌تر و دقیق‌تر گام بر می‌دارد.




[1] . برای فهرستی از اثار تالیف شده بر مبنای این دیدگاه، نگاه کنید به: محمد خامه‌گر، ساختار هندسی سوره‌های قرآن، ص 61-70. البته وی این آثار را به دو گروه تقسیم کرده است: دسته اول تفاسیر و کتاب‌هایی که به نظم و ارتباط آیات پرداخته و با تفکیک و دسته‌بندی آیات به مسألة تناسب آیات و سور توجه کرده‌اند و گروه دوم مؤلفانی که قبل از تفسیر هر سوره به تعیین غرض اصلی آن همت گماشته و تلاش کرده‌اند آیات سوره را در سایه آن تفسیر کنند.

[2] . مستنصر میر دو اصطلاح خطی جزئ نگر(linear-atomistic) و ارگانیک کل نگر (organic-holistic) را برای توصیف اختلاف شیوة تفسیری سنتی و معاصر وضع کرده است؛ نگاه کنید به: Ibid., p.219.

[3] . اشرف علی تهانوی (1863-1943) یکی از مشهور‌تری شخصیت‌های دینی هند و پاکستان است که طرفداران و دوستداران فراوانش وی‌ را به نشانة احترام، حکیم الامه خوانده‌اند. گفته شده که وی بیش از 800 اثر تألیف کرده که شامل تمامی اشکال مختلف آثار دینی در فرهنگ اسلامی است. تفسیر قرآن وی بیان القرآن (12 جلد، چاپ بازبینی شده، کراچی و لاهور 1353، چاپ نخست 1326/1908) یکی از مهمترین آثار اوست. مخاطبان این تفسیر هم محققان و هم مردم عادی‌اند. متن اصلی ان که شامل ترجمه‌ای توضیحی و مباحثی درباره موضوعات مهم قرآنی است، مخاطبان عمومی را در نظر داشته و به زبان اردوست. اما یادداشتها که به انواع بحث‌های تخصصی می‌پردازدع برای استفاده محققان و به زبان عربی نوشته شده است.

[4] . تفسیر القرآن الحکیم المشتهر باسم تفسیر المنار، مصر [بی‌تا]؛ به ویژه در بخش پایانی تفسیر هر سوره که موضوع اصلی سوره به اجمال بیان شده است.

[5] . فی ظلال القرآن، 6 جلدع بیروت 1393- 1394/ 1973-1974؛ وی به مضمون اصلی یا غرض سوره با اصطلاح ظل یا محور اشاره می‌کند که بخش‌های مختلف سوره را در قالب یک کل هماهنگ به هم پیوند می‌دهد. وی قبل از تفسیر ترتیبی با بیان نسبتاً طولانی محتوای سوره‌ها‌ـ محورهای اصلی سوره‌ها‌ـ

  1.  شیخ محمد غزالی مؤلف کتاب«نحوتفسیر موضوعی لسور القرآن الکریم».

ایشان به طور کامل سوره‌های قرآنی را مجزا تحلیل کرده و برای هر کدام اهداف و ارتباطات و پیام‌ها را به طور مستقل نگاشته است. کتاب وی را آقای علی اصغر محمدی با عنوان «گامی بسوی تفسیر موضوعی سوره‌های قرآن» در دو جلد ترجمه کرده و دفتر نشر فرهنگ اسلامی منتشر کرده است.

  1. دکتر عبدالله محمد شحاته مؤلف کتاب« مقاصد القرآن و اهدافه».

شیوه تألیف این کتاب مشابه کتاب پیش گفته است، اما متأسفانه تنها در 25 جزء اول قرآن کریم صورت پذیرفته است.

  1. دکتر سید محمد باقر حجتی مولف کتاب « اهداف و مقاصد قرآن کریم».

این کتاب نیز ترجمه همراه با نگارش کتاب پیش گفته است و نبود 5 جزء اخیر قرآن نیز در این ترجمه و نگارش دیده می‌شود.

  1. محمد فاروق الزین مولف کتاب«بیان النظم فی القران الکریم».

ارتباط صدر و ذیل و ارتباط سوره با سوره قبلی و بعدی بر اساس نزول و در مصحف را مورد تأمل قرار داده است. کارهای بعدی غالباً از وی استفاده کرده‌اند.

[6] . المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت 1393؛ او نیز همچون سید قطب می‌کوشد موضوع اصلی هر سوره را که «غرض سوره» می‌نامد، بشناساند. وی این کار را از طریق بررسی آیات ابتدایی و انتهایی و سیاق سوره انجام می‌دهد.

[7] . تفسیر القرآن الکریم: الاجزاء العشره الاولی، قاهره 1379.

[8] . او در مقدمه تفسیرش اظهار می‌دارد که هر کس می‌تواند وحدت متن قرآن را درک کند اگر به این موضوع توجه داشته باشد که قرآن هیچ‌گاه از موضوعی اصلی (یعنی سرانجام انسان)،مضمون اساسی (یعنی حاجت انسان به اختیار طریق صحیح در زندگی همان انقیاد در برابر قدرت مطلق خدا در همة ابعاد زندگی و اطاعت از خدا در عمل) و هدف خود (یعنی دعوت انسان به پذیرش صراط مستقیم فاصله نگرفته و جدا نشده است.

[9] . الأساس فی التفسیر، 11 جلد، چاپ اول، قاهره 1405/1985؛ که  چندین بار تجدید چاپ شده باشد. وی در مقدمة تفسیر خود مبانی روش تفسیری خود را شرح داده است. سعید حوی نیز تفسیری شبیه فی ظلال را نگاشته است. وی اهتمام زیادی به ارتباط آیات و سور و دسته بندی آیات داشته و بصورت تحلیل کار خود را به انجام رسانده است‌ـ وی به طور مستقیم از سید قطب مطالبی را نقل و گاه نیز مورد بررسی قرار می‌دهد.

[10] . دکتر محمود باستانی، التفسیر البنایی للقرآن الکریم، 5 جلدع مشهد 1422-1424.

 11. معاني الأخبار، ص: 92


[12] ر.ک: محمد علی مهدوی، راد مقاله تفسیر پیامبر در دانشنامه جهان اسلام.

[13].  ذهبی در این باره می تویسد" الوجه الثالث: بيان أحكام زائدة على ما جاء فى القرآن الكريم، كتحريم نكاح المرأة على عمتها وخالتها، وصدقة الفطر، ورجم الزانى المحصن، وميراث الجدة، والحكم بشاهد ويمين، وغير هذا كثير يوجد فى كتب الفروع. رک:التفسیرو المفسرون  ج1 ص ؟

[14] . (النحل:44)

[15]. الكافي ج : 2 ص : 632 و(ثواب الاعمال صدوق/280)


[16] .ر.ک: ابطحی سید حسن‌ـ مقاله‌ای در کنفرانس علوم و مفاهیم قرآن‌ـ دار القرآن)


[17]  وسائل‏الشيعة ج : 27 ص : 201


[18]. فروع كافى ج 2 صفحه 275.

19. وسائل‏الشيعة ج : 27 ص : 193.

[20] . که نمونه آن بحث صبر به نقل از امام صادق علیه السلام در جلسات گذشته و سیره اهل بیت علیهم السلام می‌تواند دلیلی بر جواز و روایی تفسیر موضوعی باشد.

[21] . پیشین.

[22] . (النحل/89).

دین و حقوق انسان (1)

دین و حقوق انسان (1)

بحثی را که در این جلسه و سلسله نشست‌های آتی بیان خواهیم کرد عبارت است از دین و حقوق انسان. این موضوع با سه رویکرد کلامی، قرآنی و فقهی در اندیشه اسلامی مطرح شده است. سؤالاتی که در این جا مطرح است این است که آیا دین برای انسان حقوقی را به رسمیت می‌شناسد یا نه؟ به تعبیری دیگر آیا انسانی که در اندیشه دینی تصویر شده است، انسانی است محقق یا نه؟ و اگر حقوقی در نظر گرفته شده است این حقوق در چه عرصه‌هایی می‌باشد؟ برای پرداختن به ابعاد این مقوله، تبیین مفه

دین و حقوق انسان

دین و حقوق انسان

بحثی که در جلسات گذشته مطرح شد, دین و حقوق انسان بود که مقدمات آن گذشت و اینک یک بحث نسبتاً تفسیری را در این زمینه تحت عنوان دلالت آیه « لا اکراه فی الدین قد تبیّن الرشد من الغی» که دلالت بر آزادی عقیده دارد، مطرح می‌کنیم. در دنیای امروز اولین بحث در حقوق انسانها، بحث آزادی عقیده است گر چه برخی فلاسفه، آزادی فکر و اندیشیدن را در مرتبه قبلی تر مطرح می‌کنند ولی در عرصه حقوق چیزی باید طرح کرد که بشود با اهرم‌های عادی به آن رسید و قانون برایش وضع کرد

جایگاه امر به معروف و نهی از منکر در حکومت اسلامی؛

جایگاه امر به معروف و نهی از منکر در حکومت اسلامی؛

گفته شد حقوق مختلفی را می‌توان در نظر گرفت که در نظام اسلامی از دیدگاه قرآن و اهل بیت‌(ع) به عنوان حق مردم می‌تواند مطرح شود که یکی انتخاب حاکم بود و دیگری مشارکت در تصمیم سازی‌های حکومتی بود. بعد از این دو حقوق دیگری هم هست که مورد بحث و نقد قرار گرفته اند و در متون اسلامی، به عنوان یکی از آموزه‌های دینی در عرصه حقوق مردم می‌تواند مطرح شود.

مطالب مرتبط

روش شناسی تفسیر موضوعی (3) انواع تفسیر موضوعی

روش شناسی تفسیر موضوعی (3) انواع تفسیر موضوعی

تفسیر موضوعی به سه نوع تفسیر موضوعی با هدف مشترک (و نه با موضوع مشترک)،شامل تفسیر موضوعی سوره های قرآنی، تفسیر واژگان و مصطلحات قرآنی و تفسیر نظریه پردازانه قابل تقسیم است .از سوی دیگر تفسیر موضوعی را به چهار نوع تفسیر (استنطاقی، استخراجی، استطرادی و استشهادی) تقسیم کردیم. در ادامه به اشتراکات و امتیازات تفسیر موضوعی و تفسیر ترتیبی پرداخته می شود.

بررسی فقهی تفاوت ضابط تصمیم‌گیری  در عرصه‌های شخصی و حکومتی

بررسی فقهی تفاوت ضابط تصمیم‌گیری در عرصه‌های شخصی و حکومتی

می دانیم که مکلف، در حوزه فقه شخصی وقتی با علم و یا دلیل معتبر مواجه می شود لازم است که بر اساس علم و یقین و یا گمان معتبر شخص خودش عمل کند. آیا در حوزه حکومتی نیز این گونه است؟ یعنی حاکم اسلامی در تصمیم گیری های کلان و عمومی که به حوزه حکومت و عرصه اجتماع مربوط است باید بر اساس یقین و اطمینان و یا گمان معتبر که برای شخص ایشان حاصل می شود عمل کند و یا ضوابط و قواعد دیگری در این عرصه وجود دارد؟ برای روشن تر شدن بحث مثال هایی را ذکر می کنم: