موسسه فهیم

نظریه پردازی , اندیشه سیاسی ,

جریان شناسی فکری جنبش یمن و امتیازات آن

بسم الله الرحمن الرحیم

جریان شناسی جنبش فطری یمن

استاد سید علی موسوی نژاد

19/7/93

بحثی که در خدمت دوستان هستیم در مورد تحولات کشور یمن و بصورت مشخص تحولات اخیر که شیعیان یمن نقش جدی ایفا کرده اند و همچنان در جریان هست، جلسه پیش از این شاید یکسال قبل بودم، و در مورد مذهب زیدیه ریشه های تشیع زیدی تحولات تاریخ مذهب زیدیه از پیدایشش که منتسب به جناب زید فرزند امام سجاد علیهما السلام هست، در قرن دوم نهضتی را برپا کرد و عده ای از شیعیان که طرفدار گفتمان انقلابی و مبارزه و خروج و شمشیر کشیدن علیه خلفا بودند و مشی فرهنگی و تقیه امام باقر و امام صادق سلام الله علیها را نمی پسندیدند گویا اینها بعد نهضت جناب زید خودشان را زیدی نامیدند و طرفدار این گفتمان انقلابی و نظامی و سیاسی شدند و راه خود را بتدریج جدا کردند. آن گفتمانی که اول سیاسی و نظامی کم کم شکل مذهبی به خودش گرفت و بعد از حدود یکصد سال بعد در قرن سوم برای خودشان فقه و کلام و تفسیر و حدیث مستقلی از شیعه امامیه پیدا کردند و در ابتدا شیعیه امامیه و شیعه زیدیه یک خانواده بودند و خیلی از کسانی که به زید پیوستند جز اصحاب امام صادق و امام باقر علیهما السلام بودند ولی اینکه آنها خط مشی سیاسی و تاکتیک متفاوتی از امامیه و امامان اثنی عشر برگزیدند منجر به این شد که در اواخر دوره حضور امامان علیهم السلام و دوران غیبت دیگر گفتمان مستقل مذهبی به خودشان گرفتند و از آن به بعد از قرن سوم به بعد می توان فقه زیدیه را از بقیه فرق اسلامی کاملا مجزا مورد مطالعه قرار بدهیم.  خب زیدی ها کجا بودند؟ هسته اولیه زیدیه در عراق شکل گرفت یعنی همانجا که نهضت حضرت زید در کوفه و اطراف آن و کوفه تا مدتها تا قرن چهارم و پنجم تشیعش خیلی رنگ و بوی زیدی پررنگی داشته است، حتی در مقاطعی زیدیده در کوفه قوی تر از امامیه بوده است همانطور که می دانی زیدیه از قرن پنجم ششم به بعد دیگر رو به زوال رفتند در حجاز در مدینه و مکه جمعیتهای قابل توجه زیدی داشتیم و هنوز هم اندک وجود دارند، و بتدریج هرچه گذشته در مذاهب دیگر مزمحل شدند، در ایران در نیمه شمالی ایران زیدیه حضور بسیار فعالی از قرن سوم به بعد داشته اند در خراسان بزرگ آن زمان زیدی ها بسیار فعال بودند شخصیتهای بیهقی زیدی بسیاری داشتند، همانطور که بیهقی سنی و شیعه داریم یا طبرستان و گیلان بصورت خاصتر اینها مهد تشیع زیدی بود به دلیل اینکه علویانی که از قرن سوم با خلفای عباسی در حال نبرد بودند کوههای البرز را مأمنی یافتند که آنجا حتی حکومتهایی تشکیل دادند و بر می گردد به قرن سوم حکومت علویان طبرستان و این تعداد زیاد امام زاده ها که ما در منطقه گیلان و مازندران و حتی استان گلستان مربوط به دوره حضور پررنگ علویان بوده است و عمده این علویان مذهب زیدی داشته اند.

زمان صفویه کم کم زیده از مازندران و غرب گیلان محدود شده بودند تا زمان صفویه حدود شش هفت قرن زیدیه در نیمه شمالی بخصوص در گلستان و مازندران و بویژه در گیلان داشتیم و در زمان صفویه زیده با آن سیاستهائی که شاه اسماعیل صفوی و بعد شاه طهماست دنبال می کردند به مذهب شیعه امامیه در آمدند و از زمان شاه طهماست از قرن دهم به بعد زیدیه در ایران نداریم اما همچنان رسوبات فرهنگی و فکری زیدی قابل مطالعه هست با اینکه حدود پنج قرن از آخرین حضور زیدیان و مساجد و حوزه های علمیه اشان گذشته است اما در شرق گیلان و غرب مازندران یکسری از تأثیرات فرهنگی و حتی گاهی اوقات اصطلاحات عوامانه مردم چیزهائی رایج است که به همان زمان بر می گردد.

یک حضور خیلی کمرنگ در دورترین نقطه شمال آفریقا در کشور مراکش امروز که مغرب گفته می شود که آنهم به قرن دوم هجری بر می گردد دولت ادریسان، ادریس بن عبدالله بن حسن بن حسن علیه السلام که آن پایه گذار بود و عده ای از نسل او هم حاکم بودند ولی آن دولت زودتر از دولت ایران و یمن به پایان رسید البته آنجا هم تأثیرات حضور زیده هنوز هم قابل مطالعه هست، مزارها و احترامی که مردم به سادات دارند و نوعی فرهنگ متشیع شبیه به چیزی که در مصر شاهد آن هستیم در آنجا هم شاهد آن هستیم

خب مقدمه را کوتاهتر کنم مهمترین پایگاه زیدیه غیر از این مناطقی که نام بردم در کشور یمن هست، در کشور یمن که همانطور که قبلا اشاره کردم ریشه تشیع به حضور امام علی علیه السلام در میان مردم و دعوت به اسلامی که توسط خود حضرت انجام شده بعلاوه اینکه مردم از همان ابتدا به امام علی و اراده ایی که بعد از ایشان به خانواده ایشان داشتند، تشیع خیلی تاریخ دیرینه ای در یمن دارد که قابل مطالعه است در این زمینه مطالعات کتابها و تحقیقات زیادی شده است، در قرن سوم یعنی دوران غیبت صغری بعد از دوره ائمه علیهم السلام یک سید از نسل امام حسن علیه السلام که زیدی مذهب هم هست و احتمالا مردم یمن هم که از وی دعوت کردند به آنجا بروند مذهب زیدی داشتند شخصیتی از نسل امام حسن دعوت می کنند آقا شما بیا آقای ما باش، ایشان در سال 280-84 هجری قمری حضور پیدا می کند و آنجا مؤسس حکومت زیدیه در یمن می شود ما قبل از آن را خیلی نمی دانیم شاید امامیه و اسماعیلیه حضور داشته اند اما از آن تاریخ به بعد مذهب مردم یمن زیدی است و از آن تاریخ به بعد زیدیه حرف اول را می زند برخلاف دیگر نقاط جهان که امامیه اثنی عشری جمعیت زیادی دارند و قابل ملاحظه نیست با اسمیاعیلیان و زیدیان اما در یمن اکثریت با شیعیان زیدی است و شیعیه امامیه داریم ولی خیلی ناچیز قابل مقایسه با آنها نیست یا شیعه اسماعیلیه، این آقای یحیی بن حسین از نوادگان امام حسن علیه السلام ملقب به الهادی الی الحق می شود بنیانگذار دولت زیدیه در یمن ایشان انسان فقیهی بوده است و صاحب مکتب در حدیث و تفسیر و کلام و زیدیان یمن هم تا به امروز خود را منتسب به او می کنند می گویند ما زیدی هادوی هستیم، و در عین حال در فقه و حدیث و کلام و معارف دینی بیشتر مرجعیت را برای آن الهادی الی الحق یعنی یحیی بن حسین نصبش می رسد به امام مجتبی علیه السلام قاسم بن اسماعیل بن ابراهیم بن حسن بن حسن با چند واسطه ایشان از نسل طباطبا ابراهیم طباطبا هست.

بعد از ایشان تا دوره معاصر یعنی از قرن سوم تا 52 سال قبل، زیدی ها در یمن حرف اول را در صحنه سیاست و اینها می زدند، علیرغم اینکه در یمن همه شیعه زیدی نبودند اهل سنت بوده اند حتی مذاهب و ادیان دیگر بوده اند ولی همیشه زیدیان در رأس هرم قدرت بوده اند، در مقاطعی از این یازده قرن زیدی ها حرف اول را در حاکمیت سیاسی و اجتماعی و فرهنگی در یمین می زدند، که در این یازده قرن انقطاعاتی حاصل شده است، مثلا یکی از انقطاعاتی که حاصل شد اشغال یمن توسط ترکان عثمانی هست، که دولت عثمانی در قرن دهم شبه جزیره عربی را بصورت کامل از جمله یمن را به کنترل خودش در آورد، این یازده قرن که عرض می کنم حاکمان ساداتی هستند از نسل امام حسن و امام حسین علیهما السلام که عمدتا از نسل امام حسن هستند، و در این مدت حدود هفتاد امام حکومت کردند زیدیان به آن شخصی که در هرم قدرت قرار می گیرد حالا چه دست به شمشیر می گیرد و یا نه حکومت را از امام قبلی خود تحویل می گیرد و حضور در صحنه قرار می گیرد باید فقیه جامع الشرایط باشد که سید هم باشد حالا یا از نسل امام حسن علیه السلام یا از نسل امام حسین علیه السلام باید انتساب به پیامبر باشد به دلیل حدیث ثقلین که می گویند پیامبر خدا ما را به قرآن و اهلبیتش ارجاع داده است، اهلبیت از دیدگاه زیدیه همه فرزندان پیامبر می باشند چه سادات حسنی چه سادات حسینی الی یوم القیامه به همه اینها می گویند اهلبیت همان تعبیری که ما می گوئیم سادات.

فقیه جامع الشرایط می شود حاکم پس آن هفتاد نفر از قرن سوم تا 52 سال پیش که حکومت می کردند اینها امامند دیگر از اینها شخص بالاتری در تمام هستی وجود ندارد آنها معتقد به امام زمان هم نیستند معتقدند بعد از امام علی امام حسن امام حسین علیهم السلام و بعد زید بن علی این هفتاد نفر تا قیام مهدی و اوست که قیام می کند پس پشت سر هر سیدی باید حرکت کرد به امید اینکه همان مهدی موعود باشد، پس نقاط اختلافی که با زیدیه داریم در این بحثها و یک جاهائی هم مشترک می شویم بالاخره آنها معتقدند که پشت سر همه ساداتی که  زوالعز و الاحترامی که حرکتی را شروع می کنند باید حرکت کرد شاید مهدی موعود باشد، مهدویت نوعیه به قول ما طلبه ها و اگر به تعبیر خود زیدی ها امام زمان ما ظهور کند می گویند ما مشکلی نداریم از نسل زهراست و از سادات هست و تمام شرایط را دارد.

خب برگردم در 1962 میلادی 1382 هجری قمری 1341 شمسی، که اخیرا سالگرد انقلابشان بود عده ایی از نظامیان ملی گرای سکولار که خود امامان زیدی اینها را فرستاده بودند مصر آموزش نظامی ببینند چون نظامیان مصر از یمن قوی تر بودند در زمان جمال عبدالناصر اینها رفتند و آموزشهای نظامی ببینند ضمن آموزشهای نظامی آموزشهای بی دینی هم دیده بودند سکولار شده بودند ناسیونالیسم عربی را طرفداری می کردند و دیگر از حکومت دموکراسی ؟؟؟ شده بودند و برگشته بودند آن هسته اصلی ارتش یمن را تشکیل میداند اینها کودتائی کردند که خودشان اسمشان می گذارند انقلاب که ارتش در آن دخالت مستقیم داشت و یک بدنه اجتماعی هم برایش فراهم شده بود که امام زیدیه را از تخت قدرت بکشند پائین و اعلام جمهوری بکنند ما حکومت امام زیدی را نمی خواهیم اسمش را هم پادشاهی گذاشته بودند این سیستم ملکی را سرنگون کردند ارتشی ها دیگر بحث مذهب در میان نبود و بعضی ها هم ریشه مذهبی شان زیدی بود مثل همین آخریشان مثل آقای علی عبدالله صالح  که ایشان از نظر قبیله زیدی است ولی تعلق خاطر به زیدیه نداشت، بعد از این اتفاق آن جریان زیدیه که جریان سنتی زیدیه، حوزه های علمیه و علما و آن هستی اصلی زیدیه به حاشیه کشیده شدند و شدند ضد انقلاب، و انقلاب 26 سپتمامبر 1962 اصل شد، هنوز هم اصل هست الان که روسی ها تسلط پیدا کرده اند بر صنعا همچنان تلوزیون یمن ؟؟؟ می گرفت و آرم 52 را هم آن بالا گذاشته بود یعنی همچنان ابهت این انقلاب سایه اش هست و باید همه بگویند چه اتفاق خوبی، البته این انقلاب علیه تشیع و زیدی نیست بلکه انقلاب علیه دیکتاتوری هم تلقی می شود چون حکومت امامان زیدی یک حکومت تمامیت خواه و مطلق صد در صد بود که اصلا تفکیک قوا مجلس شورا و انتخابات چیزی به این عنوان اصلا امامان زدی زیر بارش نرفته بوند به صورت سنتی در دوره مدرن هم که فضا، فضای مدرن شده بود اینها مقاومت کردند و نپذیرفتند قانون اساسی باشد مجلس باشد انتخابات باشد، همان سیستم سنتی یک سید اولاد پیغمبر کاندیدا می شود برای امامت و همه باید با او بیعت کنند و متأسفانه اخیرا وراثتی شده بود، و این سه چهار امام اخیر بعد از سقوط عثمانی اینها هم پدر و پسر بودند در حالیکه در ایدئولوژی و تفکر زیدی حتما نباید امام پدر و پسر باشد یک سید فقیه جامع الشرایط ولی اینها پدر پسر نوه همینطور می رفت جلو.

انقلاب 1962 را همه اش را نباید از منظر یک انقلاب ضد مذهبی و ضد شیعی نگاه کنیم جنبه های دموکراسی و تجدد خواهی در این انقلاب مطرح هست و بخش عمده ایی از جامعه یمن از اینها حمایت کردند، اشکالات دیگری هم در حکومت زیدیان بود، مثلا تبعیض نژادی در جامعه قبیله ایی یمن که قبایل آنها که مهم هم هست سادات خودشان را فراقبیله می دانند و هنوز هم می دانند و بعد از سیدها بقیه بافت جامعه تقسیم می شوند و تا حدودی همچنان جامعه طبقاتی است علما و پیشه وران و اینها این هم شده بود بهانه ایی برای جمهوری خواهان که این چه حکومتی است فقط سادات می توانند حکومت بکنند دامنشان به فقه هم کشیده شده بود که ازدواج دختر سید با غیر سید حرام است که در گاهی اوقات در برخی متعصب ترهای ما هم هست، شرط کفریت را در این می دانند که اگر همسر سید هست باید زوج هم سید باشد.

خب از 1962 چه اتفاقی افتاد، عرض کردم زیدیان شد اپوزوسیون و ضد انقلاب و محرومیت های مضاعفی بر اینها تحمیل شد که جای بررسی جداگانه شد از جمله اینکه حوزه های علمیه شان سید هم بودند خمس هم نداشتند که در صورتی که حکومت نداشته باشند خیلی فشل هستند و حوزه هایشان تضعیف شد مساجد از دستشان خارج شد اینها همسایه جنوبی عربستان بودند که در این پنجاه سال به برکت پول نفت وضعیت فوق العاده عالی ایی پیدا کرده بود و عربستان آن ولخرجی که در بقیه کشورهای منطقه و حتی جهان در این 50سال و قبل از انقلاب ما کرده است در یمن هم پول هنگفتی خرج می کرد و بطوری که شیوخ قبائل را زود متمایل به خودش کرد و از خلاء مذهبی حضور زیدی ها استفاده کرد و حکومت هم سکولار، و حکومت هم حواسش به این بود که زیدیه برنگردد، این باعث شد که حکومت حواسش نبود و در دهه نود غافلگیر شد و دید عرصه یمن شده جولانگاه وهابیت، یعنی نسبت به عربستان حساسیت حکومت نبود و اجازه می داد آنها برای زدن زیدیه هم شده بیایند و مدرسه بزنند حتی در مناطقی که ؟؟؟ زیدیه نشین بود، 1962 تا 1967 زیدی ها با جمهوری خواهان درگیر بودند ولی نهایتا عربستان که ابتدائا از زیدی ها حمایت می کرد با چرخش قبایلی که از زیدی ها حمایت می کرد و پولی که عربستان تزریق می کرد نهایتا هم عربستان قانع شد که از حکومت فعلی حمایت کند و یمن هم دو قسمت شده بود شمالی و جنوبی، و جنوبی ها هم از همان ابتدا رفتند طرف بلوک شرق و با عربستان هم میانه خوبی نداشتند و حکومت جمهوری دموکراتیک خلق یمن را تشکیل دادن با مرکزیت عدن، در شمال که مرکزیت آن صنعا بود حکومت جمهوری بود و تصویبش از همان 1967 بود و عربستان هم تصمیم گرفت از اینها حمایت کند و البته با اهداف خودش برای اینکه منافع عربستان در یمن تأمین شود. از 1967 تا 1990 این مقطع 22 ساله را یک مقطع واحدی بدانیم که سیاست به حاشیه راندن زیدیه که نتیجه اش مستضعف شدن زیدیه بود و در سال 1990 اتحاد جماهیر شوروی از هم فرو پاشید و تحول دیگر حمله عراق به کویت و بعد هم اولین حضور جدی و نظامی آمریکا در منطقه بود، 1990 یمن شمالی و جنوبی یکی شد و تصمیم گرفته شد اجمالا یک مقداری فضای بازتری ایجاد شود شاید آنجا اولین بار دولت یمن احساس خطر کرد و به زیدی ها آزادی عمل بیشتری داد شاید می خواست یک تعادلی بین وهابی ها و سلفی ها و زیدی ها ایجاد کند چندتا حزب زیدی تشکیل شد ولی چندان قوی نبودند، زیرا از بطن زیدیه که بیشتر در شمال یمن آن تجمعات اصلی که در استان صعده زندگی می کردند برنخاسته بود در پایتخت صنعا و چندتا حزب زیدی هم اعلام وجود کردند مثل حزب الحق، حزب اتحاد قوی شعبیه و ... ولی هیچ کدام قدرت و برش لازم را در این دو دهه اخیر نداشتند.

نقش انقلاب اسلامی: شاید انقلاب اسلامی در 1979 و جنگ هشت ساله آن دهه تأثیرش را بر زیدیه باید به این معنا بدانیم زیدی ها که آرمانهای خودشان در دنیای معاصر را از دست رفته می دانستند مدل انقلاب اسلامی ایران که خیلی قرابت و نزدیکی با اندیشه سیاسی و اعتقادی زیدی داشت که از قضا رهبرش هم سید اولاد پیغمبر و از نسل فاطمه سلام الله علیها است برای زیدی ها الهام بخش بود و زیدی ها را امیدوار نگه داشت که می توان در دنیای امروز با همان مدل حرکت کرد و خیلی امیدوارانه مسائل ایران را دنبال کردند و الان هم اثراتش می بینیم یعنی نسل های بعدی آقای عبدالملک الکوسی رهبر کوسی ها و قبل از آن برادرش حسین الکوسی و تعلق خاطری جدی ای دارند به انقلاب ایران به حضرت امام به رهبری فعلی و مدل جمهوری اسلامی و یک مدل مثب و علاقمندانه ای دارند و دلایلش هم باید در این جلسه کشف کرده باشید با توجه به مدلی که در امامت و حکومت داشتند الان تقریبا این را متبلور در نظام جمهوری اسلامی می دانستند و بخصوص اینکه نظام جمهوری اسلامی توانسته معزل نظام مدرن را هم حل کند که هم آن اصول را داشت و اسمی از انتخابات و تفکیک قوا داشته باشیم، خیلی بر آن نمی خواهم تکیه کنم چون هنوز ما آثار جدی ای از اینکه این مدل ما قرار است در یمن ازش الگو برداری شود با این بافت حکومت زود است برای قضاوت زیرا که انصار الله و دوسی ها مدل خود را برای حکومت شفاف بیان نکرده اند، از این مقطع گذشتیم تا رسیدیم به اواخر دهه نود قرن گذشته کم کم حرکت های جدی تری در همان بافت سنتی زیدیه ایجاد شد یعنی جوانانی از زیدی های کاملا سنتی نه زیدی های متجدد و روشنفکر هسته ایی بنام شباب المؤمن تشکیل دادند که در سال 1996 تشکیل شد آنها می خواستند با کارهای فرهنگی با نفوذ وهابیت بخصوص در شمال یمن مقابله کنند و همچنین با سیاستهای آمریکا در منطقه که فاز سیاسی هم پیدا کرد ابتدا بحث فرهنگی بود بحث حوزه های علمیه و آموزش به فرزندان و اداره مساجد که به دست وهابی ها افتاده بود ولی با فاصله کوتاهی از سال 2001 به بعد و حضور جدی آمریکا در منطقه که آمریکا به بهانه سرکوب القاعده فشارهای زیادی به یمن وارد می کرد از جمله اینک یک لیست سیاهی هم تهیه کرده بود داده بود دولت یمن که البته انها از گروههای سلفی و القاعده بودند ولی گروه شیعیان زیدی هم با آن مخالفت می کردند و طوری شعارهای جمهوری اسلامی را مطرح می کردند آقایی بنام حسین الحوثی، حوث اسم شهری در استان عمران شمال صنعا است ایشان چون اصالتشان به آنجا بر می گردد به ایشان می گویند حوثی، این حوثی ها جوانی بنام حسین الحوثی که قبلا هم نماینده پارلمان از طرف زیدی ها بود و تا حدودی هم در سیستم شرکت کرده بود ایشان در بسته شباب المؤمن بحث را از فرهنگی به سمت سیاسی کشاند و شعار مرگ بر امریکا و مرگ بر اسرائیل و لعن بر یهود و یک شعار  پنج بندی را باب کرد و به جوانان توصیه می کرد که همیشه اینرا بگوئید و گفت ما چرا مثل ایرانیها مثل امام خمینی اگرچه نمی توانیم با ظلم ظالمان بجنگیم ولی شعار که می توانیم بدهیم تبری با زبان که می توانیم داشته باشیم اینها همان مبانی امر به معروف و نهی از منکر و خروج بر ظالم که در مبانی زیدیه بود مطرح می کرد برخی به اشتباه تحلیل اثنی عشری می کردند از ایشان ولی ایشان زیدی بود و طبق همان اصول اینها را مطرح می کرد و خب به امام و انقلاب ایران هم همیشه ارجاع می داد ایشان این بحث ها را مطرح کرد در سال 2004 دولت یمن تحت فشار آمریکا و صعودی که می ترسیدند اینها قدرت بگیرند در یمن با اینها وارد جنگ مسلحانه شاد از سال 2004 تا سال 2010 یعنی چهار سال قبل شش جنگ خونین در مناطق زیدیه تحمیل شد توسط دولت یمن، چون بافت یمن قبیله ایی است قبایل مسلح هستند گروه الحوثی هم فعالیتش بیشتر شد زمینه اجتماعی اش و سیاسی اش بیشتر شد و مردم زیادی به آنها پیوسته و دولت یمن اولین جنگ را راه انداخت و ایشان را با یک جنگ هوائی و عده ایی از اطرافیانش را کشت و به کارشان پایان داد و آقای حسین الحوثی رهبر حوثی ها که همچنان کاریزمایش بر سر یمنی هاست شهید شد ولی برادرش بنام عبدالملک الحوثی روی کار آمد، شد رهبر جریان حوثی بنام انصار الله ابتدا می گفتند انصار الحق الآن بنام انصار الله شناخته شده اند در همان یمن انصار الشریعه داریم که دنباله رو القاعده هستند، انصار الله در برابر انصارالشریعه یک جریان بنیاد گرای شیعی و متفاوت از آن نوعی که در القاعده می بینیم، این هم عکس حسین الحوثی که اسم سیدی الحسین کلمه ایی که از دهان اینها نمی افتاد او را در حد امام می دانند ولی او هیچگاه ادعای امامت نکرد سید هست تقریبا همه کارهایی که یک امام زیدی در طول تاریخ انجام میداده ایشان انجام داده ولی امام نبوده بگذارید یکی از این سوالات را جواب بدهم زمینه الان در یمن آماده نیست حتی برادر ایشان عبدالملک الحوثی که قدرت را بدست گرفته است و پایتخت را و خیلی از نقاط زمینه آماده نیست و ادعای امامت چیز نفرت انگیزی است در یمن این آقای علی عبدالله الصالح هر وقت می خواست اینها را متهم کند می گفت اینها دنبال امامت هستند یعنی این در افکار عمومی دوباره خاطرات بد دیکتاتوری و تبیعض نژادی را زنده می کند لذا اینها هم هوشمندانه حسین الحوثی و عبدالملک الحوثی حرف از امامت نمی زنند، ایشان الان 32 سالش هست اینها همه فرزندان عالم برزگی هستند بنام بدرالدین الحوثی، این سید اولاد پیغمبر از سادات حسنی شخصیت بسیار عالم صاحب تفسیر 20 جلدی است کتابهای زیادی در دفاع از تشیع بخصوص دربرابر وهابیت و یک کتابش را مجمع جهانی اهلبیت چاپ کرده بنام زیاره القبور کتابچه خوبی است رد شبهات وهابیت درباره زیارت قبول حدود 30-40 کتاب منتشر کرده است و ایشان سال 1994 به ایران سفر کرده است وقتی بین یمن شمالی و جنوبی دوباره جنگ در گرفت ایشان طرفداری کرده بود، حوثی یک جریان همگرایانه ایی با هم داشتند تعصبات مذهبی درسته گفتیم اینها سنتی های زیدیه هستند ولی با جنوبی هایی که سنی و شافعی هستند خیلی خوب برخورد کردند از جمله بدرالدین الحوثی از جنوبی ها حمایت کردند از دولت شمال خواست که چرا شما حقوق اینها را نمی دهید و مجبور شد یمن را ترک کرد و یک سفر کمتر از یک سالی به ایران داشته است شاید در اخبار و گزارشات ببینید که ایشان با فرزندانش به ایران آمده است که برخی از مخالفان می گویند آنها تربیت شده ایران هستند این ها برمی گردد به سال 1994 میلادی.

عرض می کردم که این جریان الحوثی ها ادامه پیدا کردند و دوباره آقای عبدالملک آمد و عده ای از قبال گفتند حسین مظلومانه شهید شد و عده ایی که اصلا نمی پذیرفتند و گفتند غائب شده آنها از فرط علاقه ایی که به این حسین داشتند می گفتند این کشته نشده و ارتش یمن به دورغ می گوید کشته شده و دولت یمن پارسال جنازه اش را تحویل حوثی ها داد و برایش یک مراسم مفصلی هم گرفتند، این هم تشییع جنازه مرحوم حسین الحوثی است که پارسال در منطقه سعده مرکز اصلی زیده برگزار شد، قبائل یمن که به زیدی ها در طول این 50 سال پشت کرده بودند کم کم به زیدی های پای کار قرص و محکم بنام انصار الله تمایل بیشتر نشان دادند هرچه زمان از 2004 به 2010 بیشتر گذشت اینها توفیقات بیشتری پیدا کردند، در استانهایی که ملاحظه می کنید این منطقه شرق یمن که استانهای بزرگی دارد اینها استانهای سنی نشین است ولی استانهای غربی که بسیار خوش اب و هوا وسر سبز است مثل شمال ما می باشد، این نیمه غربی آب و هوای خوبی دارد در استان سعده که این بالا ملاحظه می کنید منطقه اصلی زیدیه است که هادی الی الحق آنجا بوده است هرچه می آئیم پائین تر ترکیب شیعه و سنی جدی تر می شود مثلا در استان الجوف مقداری شیعه و مقداری سنی هستند و در استان عمران تقریبا غلبه زیدیه هستند همین اخرین استانی که اول حوثی ها آنرا گرفتند، و این استانهای جنوبی و دریای عرب که عمدتا سنی شافعی هستند مثل لهج و ابین و کهض و اینها و حدیبه تقریبا شافعی مذهب هستند از همان جنگ های 2004 به زیدی ها کمتر در این استانها بالا حالت حکومت خود مختار پیدا کردند و در انقلاب 2011 بصورت جدی وارد نشدند چون گروه انصار الله انقلاب ما نیست این نهضت ربیع عربی و اینکه اینها بیش از اینکه که بدانند چه می خواهند می دانند که چه نمی خواهند و یک طوری کور و گنگ و مبهم بود حوثی ها هم اهداف خودشان را داشتند آنها بعنوان یک نهضت تقریبا ایدئولوژیک که طرفداری از آئین زیدی در آن پررنگ بود هم کمک کردند به انقلابیون و هم خودشان را درگیر نکردند، خب آن نهضت منجر به سرنگونی حکومت علی عبدالله صالح شد که ادامه حکومت های همان کودتاچیان 52 سال قبل بود شد و اتفاقی که در یمن افتاد این بود، عربستان صعودی همانطور که عرض کردم از دهه 60 قرن قبل از قبائلی که در مقابل زیدی ها فعالیت می کردند حمایت می کردند و پایگاه سلفی گرای جدی ایی در استانهای شمالی حتی سعده ایجاد کرده بود یعنی کنار شهر سعده جایی بود بنام دمار که آنجا شیخ متعصب از این سلفی های وهابی یک مؤسسه ای زده بود بنام دارالحدیث بیخ گوش زیدیه، آنجا شده بود پایگاه سلفی ها که اینها کارهای ایضائی می کردند و جوانان را جمع می کردند که به آنها مدرک بدهند و جوانها زیدی وارد می شدند و سلفی خارج می شدند خب این یکی از کارهایی که حوثی ها کردند اینجا را محاصره کردند و با زور و توپ و تانک اینها را بیرون کردند و یا یک منطقه دیگر بنام کتاب آنجا هم پایگاه درست کرده بوند، اینها از اقداماتی که کرده بودند سلفی ها و وهابی هائی که در طول این چند دهه به تغذیه عربستان وارد شده بودند اینها را پاکسازی کردند، حالا عرض بنده اینست عربستانی که از قبائل مختلفی حقوق می داد به شیوخ قبال و اینها را طرفدار خودش کرده بود در تحولات سال 2011 ولو همه ما بنظرمان می رسید یک غافلگیری برای عربستان بوجود آمده باشد ما دیدم عربستان خیلی زود خودش را جمع و جور کرد بخصوص در یمن البته در مصر هم شما دارید می بینید که عربستان چه بازی ای را هدایت کرد اول اخوانی ها آمدن سرکار و بعد سی سی با کمک عربستان آنها را کنار زد برای تعیین منافع عربستان در یمن هم نقشه اینطوری داسشت عربستان، این قبائلی که از آنها حمایت می کرد گذاشت پشت سر انقلابیون حتی ژنرالهای ارتشی که اینها در حقیقت حقوق بگیر عربستان بودند ما داریم در ارتش یمن همین آقای علی محسن الاحمر که ایشان سرلشگری در یمن است که واقعا عامل دست عربستان بود و در جنگ و نبردهای ارتش یمن با حوثی ها این داشت یعنی بیشترین ضربات را به حوثی ها زد اینها شدن انقلابی یعنی ضد حکومت علی عبدالله صالح ایشان که شاخی نظامی سلفی ها و وهابی بود و عبدالمجید زندابی شاخه علمی فرهنگی علمائی بود ایشان دانشگاهی زده بود که قبلا زیدی بوده خیلی وقتها قبل برای تحصیلات به عربستان رفته و به یمن برگشته و یکی از سرکردگان وهابیت و حتی در عربستان هم معروف است جامعه الایمان را تأسیس کرد و فاز فرهنگی هم دست ایشان بود، اینها بافت سلفی وهابی بودند که در جریان 2011 انقلابی شدند و حکومت عربستان به نظر می رسد هدایت کرد جریانی به نام حزب التجمعی الیمنی للإسلام و یک طرحی را هم در شورای همکاری خلیج فارس برای خروج یمن از بحران تصویف کردند که بر اساس این طرح علی عبدالله صالح می رود کنا و مصونیتی پیدا می کند کسی متعرض به این آقا نمی شود در عوض یک منفرانسهائی تشکیل می شود گفتگوهای ملی بنام حوار وطنی برای تدوین قانون اساسی جدید و چشم انداز حکومت آینده و دو سال هم بیشتر وقت نداشت قرار بود سال 2013 نتایج این کنفرانس معلوم شود و یمن به بر امان به قول خودشان برسد ولی چون این جریان وهابی سلفی تجمع الیمنی للاصلاح همه کاره گفتگوها بود علیرغم اینکه دیگر گروهها شرکت داشتند ولی بازی داده نمی شدند شاهدش هم اینست که مثلا گروه انصار الله که همین زیدی های حوثی آنجا نماینده داشتند دوتا از رهبران شرکت کننده طی این سالها ترور شدند و از آن طرف هم جنگ روانی راه انداخته بودند آقای عبدالکریم جبان، و آقای دکتر شرف الدین نمایندگان حوثی ها بودند که حتی حذف فیزیکی شدند، بخصوص این اواخر که اینها داشتند مسیر گفتگوها را به مسیری می برند که گروه انصارالله و حوثی ها با آنها موافق نبودند. قرار بر اینکه این گفتگوها به نتیجه مطلوبی نرسید یک نتایجی از آن بیرون دادند قرار شد یمن تقسیم اقلیمی شود ولی اینکه کم و کیف اقلیم ها چه باشد مورد اختلاف بود که خود سرانه یمن را به این شکل که می بینید در یک کمیته ایی خارج از گفتگوهای ملی به شش اقلیم تقسیم کردند، اقلیم شرقی که جمعیت تر است و بزرگتر است ولی سبأ به این صورت به رنگ سبز و اقلیم عدن و جند و ؟؟؟ و صنعا مناطق زید نشین عمده را اگر دقت کنید استقلالی ندادند و تابع صنعا هستند و هیچ راهی به دریا ندارند، سهم اقلیم سبأ و صنعا که عمدتا زیدی ها در صنعا بودند رعایت نشده بود انصار الله اعلام کردند به نتایج گفتگوهای ملی پایبندیم ولی این تقسیم بندی را قبول نداریم این خارج از گفتگوها بعنوان راهکار اجرائی گفتگوها داده شد.

عربستان سعی کرد در این دو سه سال اخیر با انقلابی جا زدن جریانهای اخوانی سلفی اینها در بدنه حکومت آینده بگنجاند و منافع اینها تعیین شود، شاید یکی از دلایل عدم موفقیت عربستان همین چرخشی بود که در سیاست های منطقه عربستان پیدا شد یعنی بعد از اینکه عربستان دست بیعتش را از پشت اخوانی های مصر برداشت و تصمیم گرفته با ورق سکولارها در منطقه بازی کند در یمن هم پشت این جریان طرفدار عربستان خالی شد و زمینه آماده شد، اتفاقاتی که در منطقه افتاد این بود که حوثی ها بر این موج سوار شدند و بهترین موقعیت را الان تشخیص دادند تا آن مطالبه تاریخی خود را به عرصه برگردانند، این گروه الحوثی با درایت و هوشمندی از اوضاع منطقه از وضعیت داخل یمن از فسادی که حکومت گرفتارش شده بود در عرصه مدیریت کشور یمن که هر روز دولت بیشتر در آن فرو می رفت، یمن کشوری که علیرغم ثروتهای عظیمی که دارد از این ثروت ها درست استفاده نمی شود نقش عربستان در استضعاف یمن خیلی جدی است عربستان به هیچ وجه مایل نیست کشور یمن کشور پیشرفته با درآمد بالا و امکانات و رفاهی باشد که دلایل تاریخی و سیاسی و اجتماعی مختلفی دارد، یمن پرجمعیت تر از عربستان است و مردم یمن سلحشورتر از مردم عربستات هستند یک یمن قوی بالقوه همیشه در طول تاریخ، تاریخی که می گویم در طول دویست ساله آل سعود را می گویم، آنها همیشه در مقام این بوده اند که یمن تضعیف بشود نفتش استخراج نشود و همین فقر و فلاکت که می بینید عربستان خواهان اینست و یکی از برگهای برنده جمهوری اسلامی بعنوان رقیب عربستان اینست ایران دارد از سیاستهائی حمایتمی کند که استقلال مردم یمن روی پای خودشان بایستند و استخراج منابعشان در حالیکه عربستان سیاستهایش به فقر و فلاکت مردم یمن منجر شده و خواهد شد.

در این چند ماه اخیر حکومت فاسد اسقاط الحکومه الفاسده اولین شعار حکومت حوثی ها بود گفتند این حکومت که نمی تواند کشور را اداره کند باید برود، این حکومت که می گفتند منظور نخست وزیر بود شخصی بنام ؟؟؟ و الا یک رئیس جمهور موقتی که قرار بود دوران ؟؟؟ سپری کند که هنوز هم هست آقای عبدالرب المنصور الهادی که این از جنود معاون علی عبدالله صالح بوده گرایش مذهبی هم ندارد و سکولار است و به نوعی روشش مورد پسند همان شورای خلیج فارس بود که سر کار آمد ولی هنوز هم مجسمه اش باقی است البته امروز شنیدم که ممکن است حوثی خواستار کنارگذاری وی بشوند ولی تا حالا بحثشان این نبود، حکومت فاسد با نخست وزیر باید برود.

بحث دوم این بود که نتایج گفتگوها را باید پیاده کنیم چرا متوقفش کردید یعنی از این حیرتی که در این بحث های منطقه ایی پیش آمده بود اینها بهترین استفاده کردند گفتند تنفید مخرجات الحوار الوطنی به اجرا در آوردن نتایج گفتگوهای ملی باید آنها را اجرا کنید

بحث سوم هم حکومت یمن یک افزایش ناگهانی قیمت حاملهای سوخت را به مردم تحمیل کرده بوده قیمت ها به دو برابر افزایش پیدا کرده بود و گفتند باید اینها به قیمت های قبلش بازگردد، می گفتند اسقاط الحکومت الفاسده اسقاط الجرعه و تنفیذ المخرجات الحوار الوطنی، هر سه شعار مقبول همه بود یعنی حتی حکومت یمن هم نمی توانست بگوید این بد است غیر از اسقاط الجرعه که می گفتند خزانه خالی است که در نهایت پذیرفتند عملا حوثی اول استان عمران را تصرف کردند عمران مرکز سلفی اخوانی ها در یمن بود قبلیه ایی است در یمن به نام هاشب این ام القبائل است که خاندانی به نام آل احمر اینها اصالتا زیدی هستند ولی در این 50 سال اخیر تبدیل شدند به سلفی های اخوانی که طرفدار عربستان بودند که فرزندانش همه کاره هستند که حمید الاحمر تقریبا ثروتمندترین شخص یمن هست و ثاقب الاحمر که شیخ الشیوخ آنهاست، آن مرکز قبائل طرفدار عربستان که استان عمران در یک حمله برق آسای حوثی ها حدود دو سه ماه پیش سقوط کرد و این کلید حل مشاکل زیدی های حوثی شد اینها خیلی هوشمندانه اعلام کردند ما در صنعا تظاهرات مسالمت آمیز داریم برای این سه خواسته به صورت طبیعی مسلح هستند ولی اسحله ها را بیرون نمی آوردند تا اینکه کشتاری انجام شد همان آقای ژنرال محسن علی الاحمر که یکی از یگانهای ارتش در اختیارش بود نیروهایش به تظاهرات کنندگان حمله کردند و این بهانه ایی شد که حوثی ها جواب دادند، حمله کردند به آنها و مقر محسن الاحمر خیلی سریع فروپاشید، اینکه می گویم خیلی سریع یعنی روحیه بالا و توان حوثی ها را نباید دست گم بگیریم خیلی انسانهای مؤمن ورزیده و انگیزه داری هستند آنجا که سقوط کرد شد آنچه که شد که همه ناظران پیش بینی نمی کردند که کل شهر صنعا به سرعت تسلیم شد و کل ارتش بی انگیزه بودند که بخواهد در برابر جریانی به نام حوثی ها که عمدتا از شمال آمده بودند مقاومت بکنند.

گروه انصارالله یک گروه بنیاد گراست، این بنیاد گرایی بنیادگرایی شیعی است با تکیه بر تعالیم ادعا اینست که ما پیرو امام علی هستیم این بنیادگرائی با بنیادگرائی در داعش و القاعده متفاوت است ولی معتقدم هیچ گاه در تشیع آن افراطی که در گروهای سنی سلفی می شود اصلا زمینه اش نیست که مثلا می گوید من منشورم إما حق و کف الدین و کف الخلق امیرالمؤمنین نهج البلاغه را قبول دارد که زیدی ها اینطوری هستند نمی تواند تا آنجا پیش برود مگر اینکه مسائل سیاسی با آن قاطی شود می خواهم ایدئولوژی را بگویم، ولی بنیاد گرا هستند ملتزم به اسلام هستند و خیلی جدی و معتقد حسین الحوثی راه و روش خودش را می گفت المسیر القرآنیه که الان شبکه ایی دارند که 24 ساعت برنامه پخش می کند، یعنی خیلی بر قرآن تکیه دارد سخنرانی هایی دارد حدود صد سخنرانی که یمنی ها به آن می گویند ملازم یعنی جزوه ها که حوثی ها را محکوم می کنند که به جای قرآن اینها را قبول دارند تا این حد است من دیدم حفظ می کنند این سخنرانی ها را سالهای 2001 تا 2004 ضبط شده و پیاده شده مثل قرآن تقدیس می کنند که این ملازم پر است از استشهادات قرآنی.

عرض می کدرم که با توجه به شرایط یمن این زیدی ها برگشته اند به ایدئولوژی زیدیه که اسلامی و شیعی است منتها با تفاوتی از امامیه، آنچه که زیدیه در طول تاریخ می گفتند که از نظر ما غلط است در زمان ائمه معصومین علیهم السلام نباید آن انشعاب پیدا می شد یعنی طرفدار زید و شهید فخ و ابن طباطبا نباید راه خودشان را از ائمه جدا می کردند الان آنچه که زیدیه می گویند با آنچه امامیه انقلابی و طرفداران نظام ولایت فقیه می گویند چندان تفاوت ندارد، می گویند یک فقیه جامع الشرایط اینرا در نظر بگیرید می شود همان اصل ولایت فقیه در قانون اساسی الان ما شرایطمان به هم نزدیک است اگر بخواهیم از نظر تاریخی دعوا کنیم بله باید بگویم چرا می گویید امام صادق امام نیست آنها می گویند کسی که در خانه بنشیند و در صحنه سیاسی حضور پیدا نکند امام نیست می تواند مرجع تقلید باشد ولی امام باید حاضر در صحنه باشد چون آنها مام را به معنای شخص حاضر در صحنه می دانند پیشوای میدنی می دانند.

پس زیدیه یکی به دلایل ایدئولوژی به ما نزدیک هستند و یکی به دلایل تاریخی معاصر یعنی آنچه که در ایران اتفاق افتاده بسیار زیده را به ما نزدیک کرده است، یکی از شیعیان اثنی عشری یمنی که جدیدا به ایران آمده بود می گفت من در مسجد زیدی ها رفتم، می گفتند چرا مهر می گذاری! می گفت این ترفند من است، می گفت من می گفتم امام خمینی مهر می گذارد، آنها می گفتند إه! پس قبول می کردند یعنی آنجا اسم امام خمینی را که ببری و لو اینکه شاید زیدی نمی دانند سجده بر مهر را یا در بقیه مسائل چندتا مسئله را مثال می زد می گفت هر وقت بگویم امامیه دعوایمان می شود ولی وقتی می گویم امام خمینی قبول می کنند این محبت و نگاه خوشی که به امام و این فرزند زهرا در بین زیدی ها هست و حتی به رهبر گرامی و حتی حسن نصرالله یک سید انقلابی و حاضر در صحنه حتی جالب است بدانید در جریان جنگ امریکا و عراق مقتدی صدر الگوی زیدی ها بود، عرض به حضورتان الان در یمن ما جریان سلفی اخوانی یک جریان ضعیف شده است در یمن چون متحدانش را از دست داده است، تنها چیزی که باقی می ماند عربستان با القاعده که در استانهای جنوبی حضور دارند شاید بخواهد با آنها حرکتی کند که این خیلی بعید است که عربستان این اشتباه تاکتیکی که یک بار مرتکب آن شده است و غربی ها که از طریق این گروههای افراطی غیر منضبط که به هیچ انضباطی در نمی آیند بخواهد به اینها بهاء بدهند البته چندتا انفجار شده که القاعده به عهده گرفته است ولی من فکر نمی کنم عربستان بخواهد یک حضور صد در صد داشته باشد و با نام القاعده ورود کند، امید می رود که این گروه انصار الله با این درایتی که داشتند، درایتشان این بود که خودشان قدرت را در دست نگرفتند، چون ارزیابی شان از واقعیت یمن به نظر می رسد کامل است ولی تشنه قدرت نشدند یعنی رئیس جمهور را ساقط نکردند گروههای مردمی را تشکیل دادند اسمش را هم گذاشتند الجان الشعبیه الان دارند از طریق این کمیته های مردمی که هسته های اولیه شان هست از طریق اینها مدیریت می کنند همین امروز مطرح شده بود که شاید امنیت صنعا و استانهای به عهده همین لجان الشعبیه سپرده بشود باید منتظر بود و دید که آیا از تجربیات خطاهای انقلابهای مشابه آنها استفاده می کنند و تکرار نخواهند کرد یا مرتکب همان خطاها خواهند شد انشا الله که اینطور نباشد الان در یمن اینها دارند استان به استان پیش می روند، یک مشکلی که هست استانهائی که تحت نفوذ دولت بود در آنها نا امنی و مشکلات معیشتی در آنها بیداد می کرد همین ارتشی ها که از دولت حمایت نکردند این بود که ماهها حقوق نگرفته بودند، این فساد اداری باعث شده بود پولها جای دیگر می رفت، و هر جا که حوثی ها در این هشت سال اخیر که شمال یمن را مدیریت می کردند توانسته بودند نظم و امنیت ایجاد کنند و الان هم امید می رود که استانهای جنوبی درخواست کرده اند که ما از گروه انصار الله می خواهیم بیایند و امور استانهای ما را دست بگیرند با اینکه آنها سنی هستند، اگر این سیاست شمول گرا و اعمی حوثی ها ادامه پیدا کند که عبدالملک الحوثی حتی در یک سخنرانی اعلام کرد ما با گروه ؟؟؟ یمن الاسلام مشکل نداریم با اخوانی ها مشکل نداریم دست برادری می دهیم به هر کسی که در فساد و جنایت شریک نبوده است اگر این سیاست ادامه پیدا کنند من خوش بینانه اوضاع یمن را تحلیل می کنم که گروه انصار الله که برخاسته از بطن جامعه یمن که زیدی ها هستند و اکثریت قابل توجهی در شمال یمن دارند اینها بتوانند در آینده نقش مثبتی در یمن بازی کنند، گروه انصار الله را می توان در یمن با حزب الله در لبنان مقایسه کرد یعنی همان نقشی که حزب الله دارد علیرغم اینکه خودش قدرت را دست نگرفته است ولی یک بازیگر مؤثر در صحنه سیاسی لبنان است انصار الله می تواند به همان میزان ولی قویتر زیرا که زدی ها حدود 10 میلیون جمعیت یمن که حدود نیمی از جمعیت یمن است را تشکیل می دهند ضمن اینکه اینها منسجم ترین گروه هستند حتی شما مقایسه کنید با کشورهای دیگر بهار عربی یکی دیگر از مشکلات آنها این بود که رهبری نداشتند ولی حوثی ها رهبری دارند بالاخره یک سید عبدالملک الحوثی شده قاعده، یک انسجام برونی وجود دارد علاوه بر اینکه مذهب باعث انسجام درونی انصارالله شده بافت قبیله ای یمن خیلی به این قضیه کمک می کند یمن یک کشور قبیله ایی هست و وقتی شیوخ قبایل تصمیم می گیرند پشت سر جریانی قرار بگیرند که الان به هر دلیلی چه زدی ها چه غیر زیدی میتواند منبع قدرت خوبی برای انصارالله باشد شرطش اینست که اینها این روش شامل گرایانه چتر بزرگی را باز کنند که اهل سنت و سلفی های غیر القاعده بقیه حتی جریانهای سلفی اخوانی را زیر چتر خود بیاورند امید می رود که بتوانند انشالله موفق شوند و یک ویژگی دیگر آنها اینست که ضد عربستان هستند این ضدیت با عربستان باید هوشمندانه باشد نمی شود در یمن ایستاد و عکس پادشاه عربستان را پاره کرد چون یمن منافع مشترک دارد مرز مشترک دارد ولی عمدتا گروه انصار الله با عربستان خوب نیست چون می داند عربستان عامل عقب افتادگی های یمن است و این می تواند برای جمهوری اسلامی بعنوان یک رقیب خوب باشد و از طرف دیگر ایران مواضعش حمایت از مردم یمن است و من فکر می کنم آینده خوبی برای یمن و بخصوص برای ما اگر از دید شیعه اثنی عشری نگاه کنیم هم پیمانان خوبی در یمن پیدا کردیم ولی ما زودتر پیدا کرده بودیم از 15 سال پیش تمرکز کرده بودیم روی زیدی ها منتها شیعیان زیدی در شمال یمن مغفول واقع شده بود ولی خیلی جاها فعال شده اند دستگاههای نظامی فعال شده اند و دستگاههای فرهنگی که مخاطبین این جمع فرهیختگان حوزه هستند باید شناختمان از زیدیه اشتراکاتمان را که جلسه قبل اشاره کردم حتی در بحث معارف دینی اینها را به میدان بیاوریم می توانیم سمینارهای مشترک داشته باشیم که دو سه تا تا حالا انجام شده که سومی هم هفته آینده در کنار حرم امام رضا علیه السلام عده ای  از زیدی ها می آیند و قرار است همایش غدیر داریم، ما هر چه در مورد غدیر داریم اینها بهش اعتقاد دارند، آن معارف اصلی دینی و شیعی بین ما زیدیه مشترک است اگر در این حوزه ها وارد شویم انشالله خیلی موفقتر در منطقه بتوانیم عمل کنیم خب می دانید عربستان هم از یک طرف در منطقه شرق شیعه امامیه را دارد در جنوب هم زیدی ها هستند شاید اینها بتوانند تعدیل کنند، ما به دنبال این نیستیم که عربستان شیعه شوند ولی به دنبال این هستیم که این سنی های سلفی افراطی این فضائی که درحرمین پیدا کرده و در کشور عربستان مقداری محدودتر بشوند بنظر این وضعیت می تواند حاکمان آل صعود را وادار کند که واقعیت های منطقه را راحتتر بپذیرند، البته این نگاه خوش بینانه و نگاه بدبینانه اینکه اینها جری تر می شوند و دست به کشتار خواهند زد و ...

والسلام علیکم و رحمت الله

پاسخ به سوال

آیا عربستان زیدی دارد؟ بله این کشوری که الان به اسم عربستان و یمن می بینید این خطر مرزی سابقه طولانی ای ندارد حدود شاید 60 سال قبل بین امام زیدیه و پادشاه عربستان که هنوز هم نزاع مرزی بین عربستان و یمن هست دو استان در شمال یمن بنام نجران و جازان هست که اینها قبلا جز یمن بود و داخل نجران و جازان قبائل زیدی امتداد آنها در عربستان هستند پس در عربستان هم در این استانها زیدی داریم و یکی از خطراطی که عربستان احساس می کند همین متحد شدن قبایل این طرف و آنطرف مرز هست.

درست می فرماید شاید باید توضیح مجدد بدهم گفتم اولا به به ذات بحثشان مذهبی نبود جمهوری خواهان 1962 ولی از آنجا که زیدیه یک مذهبی است که کار با سیاسیت دارد یعنی یک زیدیه زیدی نیست مگر آنکه دنبال سید اولاد پیغمبری راه بیفتد که یا به حکومت رسیده باشد یا او را به حکومت برسد یعنی ذات سیاسی مذهب زیدیه باعث می شد که این جمهوری خواهانی که مشکلشان مذهب نبود البته آمده بودند همه اینها را کنار زده بودند از اینها احساس خطر می کردند زیرا حکومت ساقط شده زیدی بود ولی اولا که انقلاب 1962 در ردیف آن انقلابهای جهان عرب که جمال عبدالناصر سردمدارش بود که همه این ملکیت ها و سلطنت ها را بر بیندازد و جمهوری عربی راه بیندازد ولی نمی توانست این وجهه ضد مذهبی و ضد زیدی خالی باشد.

 

اینکه فرمودید وهابیت ناشناخته نبود چطور اجازه دادند، وهابیت دهه شصت خیلی چراغ خاموش حرکت می کرد ما خودمان آن دهه های اول اینطور وهابیت که در این دو سه دهه اخیر دیده ایم برایمان شناخته شده نبود، خب شاید خطا بوده که قطعا حکومت یمن را اگر بپرسید می گویند ما اشتباه کردیم که به وهابیت اجازه فعالیت دادیم، به نظرم این اشتباه را کردند و فکر نمی کردند از پشت آن القاعده در بیاید، که الان شده یکی از معزلات عمده یمن که در استانهای جنوبی همانطور که می دانید قبل از داعش آنجا را گرفتند و ولایت اعلام کردند ولی ارتش یمن با کمک هواپیماهای بدون سرنشین آنها را سرکوب کرد و تا حدودی آنها را از مرکز استان عقب راند ولی هنوز در استانهای جنوبی حضور دارند

- با توجه به اینکه رهبر این ها فرد جوانی است و اینها این ذهنیت را نداشتند که حکومت را در دست بگیرند و الان موفق شده اند آیا می توانند دوام بیاورند یا نه؟ واقعیت اینست که گروه انصار الله پیش بینی کرده بود این وضعیت را که هشت سال پیش می گفتند که ما کنترل کشور را به دست خواهیم گرفت که الان هم می گویند آل صعود را به خاک می نشانیم و در منطقه خلیج فارس تحولات زیادی شاهد آن بودیم و وعده هایی اینچنین می دهند ولی اینها گروه منظمی هستند شبیه حزب الله است ولی شاخه نظامی ندارند کارهای اجتماعی دارند و منظم هستند و یک سابقه خوبی در پن سال اخیر از جنگ پنجم سال 2008 که استان سعده دست اینها افتاد تجربه خوبی داشته اند که حتی می گویند بعضی مردم جنوب حتی سنی ها کوچ می کنند به شمال می آیند و می گویند اینجا هم می شود زندگی کرد و هم کار هست یک توفیق نسبی هم در مدیریتی که در این چند سال اخیر در استانهای شمالی بوده اند داشته اند ما می گوئیم غیر مترقبه ولی خودشان می گویند نه غیر مترقبه نبوده البته دوست دارند معجزه الهی اعلام کنند ولی به نظر می رسد گام به گام پیش رفته اند والان هم ، شما گفتید حکومت را گرفتند نه حکومت را نگرفته اند یعنی حوثی ها به نوعی در سایه دارند کار خودشان را پیش می برند این مجسمه عبدالرب منصور را هنوز نگه داشته اند کار را خودشان را بکنند یعنی آن سیاستهای اینها را اجرا کنند که اگر مشکلی هست بیندازند گردن یک آدم سکولار تا اینکه به اسم دین تمام شود با توجه به بافت یمن که اکثر عمده آنها سنی شافعی هستند و آستانه تحریک پذیریشان به دخالت ایران و شیعه خیلی بالاست یعنی کافی است گروه حوثی که منتسب به ایران است به نوعی و همه بوق های تبلیغاتی جهان عرب می گویند اینها مزدوران ایران در یمن است خیلی راحت می شود اینها را تحریک کرد و به میدان آورد و یمن هم قبیله ایی همانطور که می بینید شبکه های عربستان دائما می گویند به زودی یمن به درگیری الاهلیه جنگ داخلی کشیده می شود آنها آرزویشان اینست که این اتفاق بیفتد، تا حالا که خوب عمل کرده اند ولی اگر از این به بعد هم خوب عمل کنند یعنی اگر شما دیدید عبدالملک الحوثی بگوید من میخواهم رئیس جمهور بشوم شما باید دیدگاهتان را عوض کنید و این خوشبینی تا وقتی است که انصار لله مستقیم داخل حکومت و سیاست نشود.

... عید غدیر را کاملا جشن می گیرند یک عده ایی از زیدی های با حوثی ها مخالف هستند فکر نکنید که همه زیدی ها با این مشی انقلابی موافق هستند و می گفتند این حرکت الموت لامریکا وزر وبال خواهد شد ولی بتدریج حتی کسانیکه موافق حوثی ها نبودند موافق شدند که دیدند صدای زیدی ها توسط حوثی ها بلند می شود و جریانهای روشنفکر زیدی که کمترین ارتباط را با اندیشه های زیدی دارند که امامت را قبول ندارند همه اینها طرفدار شدند تک و توکی باقی ماندند بعضی از لجبازترهای زیدی من جمله یکی از اقوم آقای عبدالملک الحوثی، اقای محمد عبدالعزیز الحوثی می گوید اینها کافرند از موضع احتیاط در دما و اینها که با اندیشه های زیدیه هم نمی سازد، این تصویر آخرین امام زیدیه هست در یمن سیدها و شیخ ها امامه شان سفید است، این هم هراک جنوبی است یکی از شانسهائی یکه حوثی ها و جمهوری اسلامی در یمن دارند که عربستان ندارد بخش عمده ایی از یمن که جنوبی ها هستند اینها با عربستان بد هستند والان هم با حوثی ها متحدند علیه سکولارهای وحدت طلب قومیت گرا، که در این چند دهه سرکار بودند اینها با ایران هم رابطه اشان خوب است، آقای سالم البیس آخرین رئیس جمهورشان است که که در سال 1994 از یمن بیرونش کردند و شد اپوزوسیون یمن که رهبری می کند حرکت قدرتمندی را، که اصلا برای خودشان قدرت هستند و میخواهند جنوب یمن را از یمن جدا کنند و بحث اقالیم هم نیست برای خودشان نقشه هم دارند اینها ضد عربستان هستند ضد حکومت قبلی یمن هستند و با جمهوری اسلامی و انصارلله هم رابطه خوبی دارند، انصارلله که سعده را گرفتند گفتند رئیس جمهور باید دو مشاور داشته باشد یکی از حوثی ها یکی از حراک جنوبی

- نقطه ضعفی که الان انصار الله و حوثی ها دارند نگفته اند که ما الان همه چیزمان را سپردیم به شما شما چه نوع حکومتی می خواهید داشته باشد اینرا مطرح نکردند شاید اصلا فکر می کنند چنین چیزی واقع بینانه نیست، ولی معزل بزرگی که دارند اگر چیزی جز مذهب امامیه را بگویند خروج از مذهب زیدیه تلقی خواهد شد و احتمالا توسط بخشی از طرفدارانشان طرد می شود لذا در حالت غبار الودی هست

- عربستان مشکل دیگری هم دارد، آنها گرفتار حرکت های تجزیه طلبانه هم هست که در منطقه بالاتر از زیده سمت دریای سرخ اینها خواستار الحاق به یمن هستند، جازان و نجران و حتی اثیر می خواهند به یمن بپیوندند

- این هم شعار اصلی حوثی هاست یک پرچم سفید با پنج شعار الله اکبر مرگ بر امریکا مرگ بر اسرائیل لعنت بر یهود نصر للاسلام، آقای حسین الحوثی می گوید چرا با سخن خود تبری اعلام نکنیم چرا در مراسم تبری ایرانیان شرکت نکنیم چرا روز قدس برگزار نکنیم، ولی اینکه بیایند زیر بلیط ولی فقیه ما این را قبول ندارند، بحث مذهبی مطرح اینست که زیدی ها می گویند امام باید خودش به خودش دعوت کند و آقای خامنه ای خودش را نائب امام زمان نداند و بگوید من خود امام هستم.

این تصویر را ببینید آقای حسین الحوثی عبدالملک الحوثی آنطرف هم امام خمینی و سید حسن نصرالله نوشته اهل البیت امان لاهل الارض فهم ورثه الکتاب این اهلبیتی که می گوید یعنی سادات که سفینه نوح من رکب نجاح و من تخلف عنها غرق یعنی اگر به این سادات تمسک کردید نجات خواهید یافت.

مناسب ها را بزرگداشت می گیرند روز عاشورا و روز غدیر را گرامی میدارند جمع می شوند و یکی سخنرانی می کند و میدانی هستند بعد عملی عاشورا برایشان خیلی مهم است

گزارش اجمالی جلسه جریان شناسی فکری سیاسی زیدیه

گزارش اجمالی جلسه جریان شناسی فکری سیاسی زیدیه

نزدیکی تفکر زیدیه به شیعیان اثنی عشری قابل توجه است زیدیه از اسماعیلیه نیز به شیعیان نزدیکترند. در طول تاریخ شاهد همکاری زیدیه و امامیه در علوم قرآن، تفسیر، حدیث، کلام و اخلاق هستیم. ویژگی خاص زیدیه در بلند کردن علم قیام، مبارزه و درگیر شدن با قدرت است و در این حوزه از اسماعیلیه جلوترند و تجربه زیادی دارند.

جریان شناسی فکری جنبش یمن  امتیازات آن

جریان شناسی فکری جنبش یمن امتیازات آن

به گزارش روابط عمومی موسسه فهیم، دویست و هجدهمین جلسه نظریه پردازی موسسه فهیم شب گذشته ـ شنبه 19 مهرماه ـ با موضوع "جریان شناسی فکری جنبش یمن امتیازات آن" با سخنرانی «دکتر سید علی موسوی نژاد» عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب و با حضور اساتید، طلاب، دانشجویان و پژوهشگران در محل موسسه فهیم قم برگزار شد.