موسسه فهیم

خلاصه ی جلسات

فقه تکفیر و تحولات آن در اندیشه معاصر اهل سنت

نظریه پرداز: حجت الاسلام و المسلمین دکتر داوود فیرحی

 موسسه فهی مدیر فقه تکفیر و تحولان آن در اندیشه معاصر اهل سنت

موضوع: فقه تکفیر و تحولات آن در اندیشه معاصر اهل سنت

 

به گزارش روابط عمومی موسسه فهیم، دویست و هفدهمین جلسه نظریه پردازی موسسه فهیم شب گذشته ـ شنبه 12 مهر ماه ـ با موضوع "فقه تکفیر و تحولات آن در اندیشه معاصر اهل سنت"  با سخنرانی «حجت الاسلام و المسلمین دکتر داوود فیرحی» عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی و با حضور اساتید، طلاب، دانشجویان و پژوهشگران در محل موسسه فهیم قم برگزار شد.

 

حجت الاسلام دکتر فیرحی در ابتدای این نشست اظهار داشت: فقه تکفیر مطلب جدیدی نیست از قدیم بوده و بخشی از فقه ما است و عمر آن به اندازه کل دستگاه فقه و تمدن اسلامی است. امروزه فقط در مصداق و موضوع آن، شاهد دگرگونی هایی هستیم.

 

وی با طرح این سوال که فقه تکفیر چیست؟ افزود: به نسبت دادن کفر به مسلمان یا اهل قبله تکفیر می گویند و فقه تکفیر؛ شرایط، احکام و آثار تکفیر را بررسی می کند.

 

این استاد دانشگاه در تقسیم بندی کافر از دیدگاه فقه تکفیری گفت: کافر یا به کتابی یعنی یهود، نصارا و مجوس، و یا به غیر کتابی تقسیم می شود و غیر کتابی یا غیر اهل قبله است و یا اهل قبله را نیز شامل می شود و فقه تکفیر به اهل قبله می پردازد.

 

وی با بیان اینکه در اهل سنت برای فقه تکفیر سه دوره وجود دارد، در ادامه خاطرنشان کرد: نخستین دوره، تکفیر در ادبیات سنتی اهل سنت است و تساهل در این دوره بیشتر است. دوره دوم دوره ای است که در زمان القاعده رونق پیدا کرد و دوره سوم به دوره ای اطلاق می شود که اخیرا رشد پیدا کرده است.

 

عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی در تقسیم انواع کافر اهل قبله اظهار داشت: کافر اهل قبله یا منصوص است و کفر آنها مثل نواصب، خوارج  غلات از طرف صاحب شریعت مقدسه بیان شده است و یا کفر آنها منصوص نیست و این هم به دو قسم تقسیم می شود: قسم اول کسی است که به سبّ یا ناسزاگویی نسبت به خدا یا پیامبر(ص) می پردازد و قسم دوم کسی است که منکر ضروری دین باشد. و این قسم دوم مدّ نظر فقه تکفیر است.

 

موسسه فهیم فقه تکفیر و تحولان اند در اندیشه اهل سنت

وی ادامه داد: اهل سنت در مورد ضروریِ دین بودن هم بین ضروریِ خاص و ضروریِ عام تفکیک قائل شده اند و در تعریف ضروریِ عام می گویند هر کسی که در جهان اسلام زندگی می کند احساس کند که مسائلی از ضرورات مسلمانی است.

 

حجت الاسلام دکتر فیرحی با بیان اینکه با توجه به آیه «و لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى‏ إِلَيْكُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِنا» اصل در فقه اهل سنت ایمان یا اسلام افراد است، افزود: فقهای اهل سنت معتقدند دلیل تکفیر منکر ضروری دین، اجماع است و  قوی ترین دلیل تکفیر منکر ضروری دین به انکار اصل دین یا انکار توحید و نبوت بر می گردد.

 

وی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: در ادبیات قدیم اهل سنت یعنی قبل از حدود 30 ـ 20 سال قبل، تکفیر اصول و ضوابطی داشت. اولین اصل؛ اصل حفظ نظم موجود بود و با این اصل نمی شد حاکمان و رهبران(صاحب مکتب) جامعه را تکفیر کنند. اصل دوم؛ تحریم خروج بر حاکم مسلمان بود و شخص به جای تکفیر، حاکمان را باید نصیحت یا دعا کند. و در این دیدگاه تکفیر به حوزه مدنی محدود بود و در حوزه سیاسی وارد نشده بود.

 

این استاد دانشگاه در بخش دیگر سخنان خود مورد ضوابط چهارگانه تکفیر یادآور شد: هرکس ظاهر اسلامی داشت تکفیر نمی شد در تکفیر کردن احتیاط می کردند، تکفیر را به محاکم شرعی ارجاع می دادند به صورتی که باید شاکی خصوصی داشته باشد و چهارمین ضابطه این بود که زود حکم به تکفیر نمی کردند آنقدر طول می دادند تا حکم معلق باشد. با این اصول چهارگانه عملا کسی را تکفیر نمی کردند ولی هیمنه تکفیر همیشه در جامعه وجود داشت.

 

وی ادامه داد: حتی اگر کسی شکایت می کرد پنج مانعِ جهل، خطا در لسان، اکراه، تأویل و تقلید را قرار داده بودند تا عملا به کسی حکم تکفیر بار نکنند. و زمانی که کسی را تکفیر می کردند آثار تکفیر مثل جدا شدن از همسر و سایر احکام را بر شخص جاری می کردند.

 

عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی تاکید کرد: تکفیر در فقه سنتی بیشتر در حوزه ضروریات احکام بود تا اعتقادات، اما از 20 سال گذشته در اندیشه تکفیر دگرگونی هایی ظاهر شد و تحول اول این بود که تکفیر به جای فروعات، باورهای اعتقادی را نیز شامل شد. و آنها در این دیدگاه بدعت و شرک را به تمام باورهای مخالف اهل سنت تسرّی دادند و شیعه در تیغ آنها قرار گرفت.

 

وی درباره علت اینکه چرا شیعه در تیغ حمله تکفیری ها قرار گرفت، اظهار داشت: داستان به بحران حوثی ها و جارودی های یمن برمی گردد یمن در طول تاریخ، حیات خلوت عربستان بود. از زمانی که عربستان با حوثی ها و جارودی های یمن درگیر شد به دنبال ملاک شرعی می گشتند تا با آنها نبرد کنند و از علمای نجد فتوا گرفتند و از آنها به شیعه اثنی عشری تسرّی پیدا کرد. و گفتند «الشیعه کلهم الروافض».

 

حجت الاسلام دکتر فیرحی درباره دومین تحول در اندیشه تکفیر گفت: در دومین تحول، تکفیر به سمت تکفیر حکام رفت و تکفیر، سیاسی شد قبلا تکفیر، مدنی بود ودلیل آن در مسائل سیاسی ـ اجتماعی دولت عربستان و وجود گروههایی در این کشور بود.

 

وی ادامه داد: دولت عربستان گروههایی را آموزش داد و به افغانستان فرستاد. بعد از سقوط حکومت طالبان، این گروهها به عربستان بازگشتند و سیاسی شدند. دولت عربستان آنها را به قرنطینه برد تا کارهای سیاسی انجام ندهند. این گروهها موج تکفیر را علیه حاکمان آل سعود ایجاد کردند طبق دیدگاه آنها هر کس (یعنی عربستان) هم پیمان کفار مثل آمریکا باشد باید با آن مبارزه کرد.

 

این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: عربستان فقه نیابت در جهاد را بسط داده بود نیابت درجهاد به معنای این است که کسی که نمی تواند به جهاد برود می تواند به مجاهدان پول دهد و آنها با کافران درگیر شوند. دولت عربستان با تناقض مواجه شده بود. این گروهها می گفتند چرا درگیری با کفار روس جهاد است ولی نبرد با آمریکا جهاد نیست؟ به همین دلیل درگیری های بزرگی شروع شد و قسمتی از این نیروها به زندان افتادند. و بحران سوریه معجزه ای بود که عربستان برخی از نیروهای خود را به سوریه اعزام کرد.

 

وی در تبیین سومین تحول در فقه تکفیر اظهار داشت: در فقه کلاسیک تکفیر از درون محکمه بود ولی در تکفیر جدید به صرف یک احتمال حکم به تکفیر می دهند خودشان قاضی و مجری شدند و شروع به ترور کردند.

 

وی تاکید کرد: در نسل سوم، تکفیر از حاکمان به کل جامعه و گروههای اجتماعی سرایت کرد. در نتیجه آنها با توده مردم درگیر شدند و تکنولوژی رسانه هم به کمک آنها آمد و وحشت در عرصه عمومی را آغاز کردند و «نصر به رعب» قاعده آنان شد. و دلیل آنها این بود که به خاطر اینکه حاکمان محافظ دارند آنها را نمی شود ترساند ولی بهتر می شود در جامعه رعب و وحشت ایجاد کرد.  و در این تفکر، کل شیعه تکفیر شد و فرق نمی کند که شیعه ملتزم به اعتقادات خود باشد یا نه.

 

عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی درباره نتیجه تکفیر اظهار داشت: در نسل دوم ابتدا غرب، بعد شیعه و در مرتبه سوم اهل سنت، دشمن تلقی می شد ولی در نسل سوم، اول شیعه، بعد اهل سنت و در مرتبه آخر غرب دشمن است.

 

وی در بیان این دگردیسی گفت: خاورمیانه منطقه هژمون است یعنی از مناطق محلی بین المللی شده است و هر حادثه ای بازتاب جهانی دارد و دلیل این مسئله به خاطر مهاجرت های گسترده از خاورمیانه به غرب است و هر حادثه در اینجا، در پایتخت های غرب بازتاب دارد و مهاجران در آنجا یارگیری می کنند.

 

حجت الاسلام دکتر فیرحی ادامه داد: علت دیگر این است که منطقه نفت دارد و ابرقدرت ها هیچ گاه این منطقه را رها نمی کنند به همین خاطر مسلمان ها با آنها درگیر هستند و علت سوم به خاطر این است که دولت های منطقه هم مستبدند، هم امنیتشان ضعیف است و هم عقب افتاده اند.

 

وی در بخش پایانی سخنان خود گفت: تکفیر با هجرت همراه است. در تکفیر سنتی، یک نفر کافر بود و استثنا، و کافر باید تنبیه می شد. دوره دوم حاکمان کافر شدند و در نسل سوم کل جامعه تکفیر شد و وظیفه تکفیر کننده مهاجرت فیزیکی است.

 

این استاد دانشگاه افزود: گروه نسل سوم تکفیری، دوستان خود را جمع می کنند و جایی که مشکل امنیتی داشته باشد آنجا می روند  و هجرت همراه با جهاد است چون باید در مکانی در کنار هم جمع شوند و به خاطر به دست آوردن مکان و اینکه دولت های ملی را مشروع نمی دانند به جهاد روی می آورند. 

نوآوری‌های فقه سیاسی شیعه در دوران معاصر

نوآوری‌های فقه سیاسی شیعه در دوران معاصر

تأملی در مشروعیت امربه‌معروف و نهی ازمنکر فراگفتاری تحولات تاریخ فقه سیاسی از زمان مشروطه تا کنون مسیری طی شده که عبارت است از دولت مبتنی بر قانون اساسی که نسبتی با قانون و شریعت داشته است. تحولات دو گونه است: سیاسی اجتماعی و دیگری تاریخ فقه که تاریخ فقه مورد بحث مي باشد. سؤال این است که اساساً در ایران چه اتفاقی در فقه شیعه رخ داده و آیا متفکران مسلمان توانسته‌اند نسبتی بین فقه و دولت مدرن برقرار کنند؟

 امکانات و محدودیت های فقه مشروطه

امکانات و محدودیت های فقه مشروطه

با عرض سلام خدمت دوستان ارجمند، امیدوار هستم که بحث کوتاهی داشته باشم و نامفید وقت دوستان را نگیرم. عنوان بحثی که به ذهن من آمده بود «امکانات و محدودیت های فقه مشروطه» است و به این دلیل این قسمت را انتخاب کردم چون مدت ها درگیر بحث های فقهی سیاسی بودم و به دهنم آمد که بعضی نکات را با دوستان به اشتراک بگذارم و نظر دوستان را هم جویا شوم که آیا این بحث ها، بحث های قابل توجهی است یا حداقل نتایج علمی دارد یا ندارد؟ وقتی از فقه مشروطه صحبت میکنیم،

جریان های فکری سیاسی عرب معاصر

جریان های فکری سیاسی عرب معاصر

در دنیای امروز اهل سنت، بعد از فروپاشی خلافت عثمانی در سال 1926 میلادی؛ یعنی نزدیک به 86 سال قبل، ما شاهد ظهور چند جریان بزرگ هستیم. معمولاً این جریان­ها را به چهار دسته­ی بزرگ تقسیم می­کنند:

مطالب مرتبط

جریانهای مذهبی ـ سیاسی در جهان عرب(2)

جریانهای مذهبی ـ سیاسی در جهان عرب(2)

خلاصه­ای از بحث گذشته را عرض و بعد بحث امروز را دنبال می­کنم. در جلسه­ی گذشته خدمت دوستان عرض کردیم که در جهان اسلام معاصر و بعد از فروپاشی عثمانی، شاهد 4 جریان بزرگ بودیم، که یکی از آنها امتداد جریان­های سنتی است، نوعی اسلام گرایی سنتی که از جمله معروف­ترین رهبران آن، آخرین شیخ الاسلام عثمانی مرحوم شیخ مصطفی صبری بود. جریان دوم جریان سکولار بود که به دو شاخه­ی چپ و راست؛ یعنی ناصری و کمالی تقسیم می­شد. ویژگی این جریان این بود که بعد از خلافت عثم

فقه سلفی و نسبت آن با خشونت

فقه سلفی و نسبت آن با خشونت

موضوع بحث «فقه سلفی و نسبت آن با خشونت» است. اگر ما دو نکته را کنار هم قرار بدهیم، اهمیت این موضوع بیشتر روشن می‌شود. نکته‌ی اول آن است که از حدود 15-10 سال قبل تا الان، شاهد رشد یک پدیده‌ی بسیار مهم به نام خشونت مذهبی هستیم و چون غلبه با بحث‌های اسلامی است، می‌توانیم اسم آن را خشونت اسلامی در حوزه‌ی عمومی بنامیم که در همه جا شاهد آن هستیم. پدیده‌ای که هر روز، کم و بیش وجوه مخرب آن در درگیری‌های سوریه، جنوب غربی عراق و مصر دیده می‌شود. حتی در داخ