موسسه فهیم

خلاصه ی جلسات

بررسی حکم قصاص بین مسلمان و غیر مسلمان

موضوع: مناظره «بررسی حکم قصاص بین مسلمان و غیر مسلمان»

نظریه پرداز: حجت الاسلام و المسلمین احمد عابدینی

ناقد: حجت الاسلام و المسلمین مغیثه

موسسه فهیم حکم قصاص بین مسلمان و غیر مسلمان استاد عابدینی استاد مغیثه

به گزارش روابط عمومی موسسه فهیم، دویست و بیست و پنجمین جلسه نظریه پردازی موسسه فهیم شب گذشته ـ شنبه 27 دی ماه ـ با موضوع مناظره «بررسی حکم قصاص بین مسلمان و غیرمسلمان»  با سخنرانی «حجت الاسلام و المسلمین احمد عابدینی» و نقد «حجت الاسلام و المسلمین مغیثه» و با حضور اساتید، طلاب، دانشجویان و پژوهشگران در محل موسسه فهیم قم برگزار شد.

حجت الاسلام و المسلمین احمد عابدینی در ابتدای این نشست اظهار داشت:  در علوم دینی فهم افراد ملاک است و با فهم افراد، مسئله، علمی می شود ولی در علوم تجربی آزمایشگاه ملاک است. و در علوم دینی تعامل با ذهن افرادی ملاک است که متخصص در علوم دینی هستند.

وی گفت:  اصل حکم قصاص در شرع اسلام ثابت است و قصاص شرایطی دارد. مسئله جلسه این است که اگر دین قاتل برتری داشت و مسلمان بود و مقتول اهل کتاب یا کافر ذمی بود، آیا قاتل کشته می شود؟ یا نه؟ همه علمای شیعه و سنی می گویند قاتل مسلمان کشته نمی شود به استثنای ابویوسف که به این قول قائل نیست. ابویوسف قاضی شاگرد ابوحنیفه گفته است: اگر مسلمانی کافر را بکشد مسلمان کشته می شود و برعلیه ابویوسف اعتراضاتی شده است. ولی همه می گویند که یکی از شرایط قصاص این است که مقتول باید مسلمان باشد و اگر مقتول مسلمان نبود و اهل کتابی بود مسلمانِ قاتل قصاص نمی شود.

این استاد حوزه با استناد به کتاب های فقهی گفت: صاحب شرایع الاسلام برای قصاص شرایطی می گوید که هر دو آزاد و در دین مساوی باشند. صاحب جواهر دلیل می آورد که در این مسئله اجماع داریم و آدرسی که می دهد باب 47 وسائل است. در وسائل هفت روایت داریم و با هفت روایت، تواتر اثبات نمی شود و راویِ سه تا از این روایت ها مشترک است. روایات متواتر نیست هفت یا پنج تاست و بین این روایت ها هم تعارض وجود دارد.

وی عنوان کرد: آیه قرآن می گوید «ان النفس بالنفس» در قرآن آیه ای نیست که به این گفته دلالت کند. و در اینکه اگر مردی زنی را کشت قصاص می شود یا نه، آیات قرآن ساکت است. در مورد شرط مسلمان بودن و در مورد مرد و زن بودنِ قاتل و مقتول آیه ساکت است.  روایات این باب متواتر نیست بلکه خبر واحد است و روایات واحد نیز متعارض هستند و یکی از روایات نشان می دهد که این مسئله تقیه ای است و امام نظر خود را نگفته است. و اگر به جواز کشتن مسلمان حکم دهیم جان اهل کتاب و کافر ذمی بی ارزش می شود و جانشان در امان نخواهد بود.

استاد عابدینی ادامه داد: عقل می گوید نفی تبعیض و در قرآن آیه ای در این رابطه نداریم. چون اجماع بر پایه روایات است اجماع مدرکی می شود پس حجیت ندارد. روایات هم متعارض است و به اطلاق آیات رجوع می کنیم و قرآن می گوید «النفس بالنفس» پس چان انسان ها ربطی به دینشان ندارد.

وی در بیان دلیل تاریخی اظهار داشت: پیامبر(ص) که در مدینه برای تشکیل حکومت، قراردادهایی بین گروههای مختلف نوشت. تصور می کنیم که کسی می خواهد بر آنها حکومت کند می گوید: اگر مسلمانی یهودی را بکشد مسلمان یک دوازدهم دیه را باید بدهد و اگر یهودی، مسلمانی را بکشد قصاص می شود. آیا این حکم را همه امضا می کنند و کسی اعتراض نمی کند؟ یهودی هایی که در مورد هر مسئله ای سوال می کردند چگونه پیامبر(ص) این چنین تبعیضی را مطرح کرده باشد و آنها هیچ گونه سوالی نکرده باشند؟ پس پیامبر(ص) از لحاظ خون همه را  در مدینه  مساوی اعلام کرد.

این استاد حوزه با طرح این سوال که اگر پیامبر(ص) در مدینه تساوی را اعلام کرد پس چرا روایات و اجماع این حکم را نمی گوید؟ در پاسخ گفت: اسلام حقیقی بعد از پیامبر(ص) حکومت نکرد. بعد از  پیامبر(ص)  کسانی حاکم شدند که تا دیروز با ایشان می جنگیدند و احکام قضایی، حدود و قصاص در دست بنی امیه و بنی عباس بود و آنها هرچه خواستند تغییر دادند.

وی افزود: حضرت علی(ع) در نامه خود به مالک اشتر می فرماید:  «هذا الدین قد کان اسیراً بید الاشرار» زمان حضرت علی(ع) دین بیشتر در  دست اشرار اسیر بود یا زمان معاویه و یزید؟ اینها دین را هر گونه خواستند چرخاندند. ما با حرف های تبغیض آمیز مواجه می شویم که در قرآن و سنت وجود ندارد و این تبعیض همه چیز را ویران کرده است و ما باید دین حقیقی را از قرآن و سنت پیامبر(ص) بیرون بکشیم. دین فطری است ولی بنی امیه و بنی عباس آن را تغییر دادند.

 

در ادامه حجت الاسلام و المسلمین مغیثه اظهار داشت: مدعای این مقاله این است که اگر مسلمان، مرجع تقلید یا یک مومن، ملحد و کمونیستی را کشت مسلمان را قصاص می کنند. و در بیانات استاد عابدینی آمد که شیعه و سنی این حکم را می گویند که مسلمانی که کافر و اهل کتابی را کشته است نمی کشند در حالی که این طور نیست از مذاهب اربعه اهل سنت، سه مذهب مثل شیعه می گوید ولی ابوحنیفه و پیروان او می گویند مسلم در مقابل غیر مسلم قصاص می شود. ملاک در باب قصاص از دیدگاه ابوحنیفیه، به خاطر عموم آیات قصاص، انسان در برابر انسان است. چون حیات انسان باید حفظ شود و لو عقیده اش هر چه باشد.

وی افزود: اینکه خارج از چارچوب مرسومی که در طول قرون علما و فقها فتوا داده اند بگوییم « قصاص کردن مسلمان نظریه ای است که عقول زمانه و متجدد این را می پذیرد» نباید اصول مسلم فقهی را با ایجاد تشکیک و اظهار نظر زیر سوال ببریم. امام خمینی(ره) در جاهایی که از لحاظ ادله دیدگاه قوی داشت ولی جلو مشهور علما نمی ایستاد چه برسد به اجماع شیعه. در زندگی معاصر ما هم مرحوم صالحی نجف آبادی می گوید اعدام مرتد یعنی چه؟ کسی نباید به خاطرعقیده اش مجازات شود.

این استاد حوزه گفت: شما از کجا به نحو قطع  و یقین به دست آورده اید که ملاک در باب قصاص انسانیت انسان است. اینکه فقط جان مقابل جان است این صرف ظن است «و ان الظن لا یغنی من الحق شیئا.»

وی ادامه داد: اینکه در حدود، عقیده انسان ها تاثیر ندارد درست نیست ما در سرتاسر فقه می بینیم که عقیده اثر دارد. در باب کفارات ملاک عقیده است در باب نکاح، زن مسلمان نمی تواند شوهر غیر مسلمان شود و در این عقیده دخیل است. در باب ارث، از موانع ارث کفر است و عقیده داخل است. در اینجاها هم باید بگوییم عقل نمی پذیرد. پس ما در چهارجوب شرع صحبت می کنیم نه عقل و قیاس.

موسسه فهیم حکم قصاص بین مسلمان و غیر مسلمان استاد عابدینی استاد مغیثه

استاد مغیثه افزود: شهادت غیر مومن پذیرفته نمی شود و شهادت غیر مسلمان مطلقا پذیرفته نمی شود. درباب زنا عقیده دخیل است. اگر کافر ذمی در سایه حکومت اسلامی با زن مسلمانی زنا کرد کافر ذمی را به واسطه این زنا اعدام می کنند در این جا نیز عقیده دخیل است.

وی تاکید کرد: اگر ملاک قضاوتِ عقلا و حقوق بشر و غرب باشد الان در نزد این عقلا اعدام در باب لواط، خلاف حقوق بشر، و تبغیض است در جاهایی این بشر همجنس بازی را قانونی کرده است. بشر ربای قرضی را جایز دانسته در حالی که اسلام آن را حرام اعلام کرده است.

استاد مغیثه در مورد دیدگاه استاد عابدینی درباره روایات باب گفت: صاحب جواهر غیر از استناد به باب 47 وسائل به روایات باب های دیگر به مناسبت اشاره کرده است؛ فقط باب 47 نیست. دیگران به باب 47 استناد کرده اند.

وی افزود: اولاً برخلاف دیدگاه استاد عابدینی سه حدیث بر قصاص دلالت می کند و احادیث عدم قصاص بیشتر است.  ثانیاً روایات می گویند مسلمان در صورت عادت کشته می شود. یعنی روایات قید دارد. و اینجا مطلق را بر مقید حمل می کنیم یعنی قصاص در صورت عادت. و نسبت تعارض نسبت عموم خصوص مطلق است.

این استاد حوزه ادامه داد: روش جمع روایات سه طائفه این است که یک دسته روایت می گویند قصاص به صورت مطلق، یک دسته روایت می گوید عدم قصاص و قید ندارد. و چند روایت تفصیل دارد یعنی اگر عادت ندارد قصاص نمی شود و اگر عادت کرده قصاص می شود و با این شیوه  به راحتی رفع تعارض می شود.

وی در پاسخ به وجه تاریخی بیان استاد عابدینی گفت: اینکه حاکمان و بنی امیه این کار را کردند اگر به تاریخ حکومت بنی امیه نگاه کنیم مسیحیت در این حکومت ید طولانی داشتند و باید نظر مسیحیت رعایت می شد و قائل به قصاص مسلمان می شدند.

استاد عابدینی در ادامه این نشست اظهار داشت: بحث های حاشیه ای را نباید داخل مسئله کرد بزرگانی فتوا دادند و مشهور سخنی گفته است اما در جایی که حرف قابل گفتن است نباید انسان فهم خود را تخطئه کند. احترام بزرگان جای خود، اگر شرایطی به وجود آمد که انسان فهم دیگری داشت نباید انسان برداشت خود را بگوید؟ فهم ها متفاوت است و این طبیعی است.

وی افزود: استاد مغیثه فرمود اگر مجتهدی یک نفر کمونیست را کشت، چه باید کرد؟ در جواب می گویم باید به سیره حضرت علی(ع) عمل کرد. حضرت علی(ع) در مورد ابن ملجم فرمود اگر من از دنیا رفتم او یک ضربه زد شما هم یک ضربه بزنید. مُثله نکنید نگویید باند خوارج. در قصاص، من شخص هستنم نه اینکه بگویید قُتل امیرالمومنین و جمعیتی را بکشید. ایشان به ما فهمانده است که انسان، انسان است.

عابدینی عنوان کرد: اگر ثابت شود حکم مرتد اعدام است حاکم وی را اعدام می کند و حاکم به خاطر اعدام این شخص، کشته نمی شود ولی ما نمی توانیم مرتد را بکشیم. و اینها از امور حکومتی است. اما اینکه آیا مرتد مهدور الدم است یانه؟ پیامبر(ص) مرتدی را اعدام نکردند حکومت های بنی امیه و بنی عباس بودند که به مخالفین خود مارک مرتد می زدند و می کشتند. اینها پرده ای از دین مثل «ساب النبی» و اینها را درست می کردند و مخالفین خود را می کشتند.

وی ادامه داد: در مورد ارث، شهادت، عده و زنای کافر ذمی کاری به غرب و شرق ندارم و فهم خود را از دین و آیات و روایات را ملاک می دانم. استاد مغیثه گفت عقلا نمی پذیرد منظورتان کدام عقلا هستند؟ استاد عابدینی جواب داد: منظور همین دوستان هستند نه شرق و غرب.

استاد عابدینی خاطرنشان کرد: در مورد اینکه شما با زنان مشرک ازدواج نکنید فرض کنید شما به چین برای تبلیغ رفته اید صد نفر خانم ایمان آوردند آیا شوهران اینها کافر و مشرک هستند؟ آیاتی که اظهار می دارد زن مسلمان نمی تواند با مرد کافر ازدواج کند در مدینه نازل شده است و زنان مسلمانان در مدینه نمی توانستند با مرد مشرک ازدواج کنند ولی در مکه این مسئله اشکال نداشت.

استاد مغیثه سوال کرد: شما به چه دلیل این قید را می آورید که این آیه برای مدینه بوده است؟ این تفسیر به رای است. آیه «وَ لا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوافِر» مطلق است و قید ندارد.

استاد عابدینی پاسخ داد: شما دین اسلامی می خواهید که نفوذ کند یا نه؟ تصور کنید در کشوری که تازه فتح شده است مردها یا زنها مسلمان شدند و همسرانشان مشرک هستند. شما می گویید اینها باید از هم جدا شوند آیا در این صورت اینها به کفر خود بر نمی گردد؟ با دین، باید عقلایی برخورد کرد مثال های که استاد مغیثه گفت من در این مثال ها مناقشه دارم و مقایسه قصاص با اینها صحیح نیست.

وی در مورد نحوه جمع روایات گفت: اطلاق و تقیید مسئله تعبدی نیست امری عقلایی است عقلا مطلق را به واسطه قیدی تقیید می زدند. روایت هایی که می خواهیم از آن قید برداشت کنیم مشکل دارند.

استاد مغیثه اظهار داشت: روایتی می گوید قصاص نمی شود الا مع الاعتیاد؛ این مقید است. روایات دیگر می گوید قصاص می شود و قید ندارد. شما چگونه می خواهید بین این دو دسته روایات جمع کنید؟

استاد عابدینی گفت: در اینجا این بحث مطرح می شود که آیا اطلاق و عموم قرآنی را می شود با یک روایت، دو روایت یا سه روایت یا پنج روایت مقید کنیم. سند قرآن قطعی است و تا سند روایات قطعی نباشد نمی توان قرآن را قید زند. من می گویم روایت متواتر نداریم و خبر واحد است و با خبر واحد نمی شود عام قرآنی را تخصیص بزنیم. آیات زیادی داریم مجموع آیات قرآنی را با روایات خبر واحد نمی شود قید زد.

استاد مغیثه اظهار داشت: در کفایه، مشکل مطلق و مقید حل شده است در هر مبحثی مبنای مسلمی وجود دارد که سال های سال علما و فقها روی آن زحمت کشیده اند. کدام فقیه حرف شما را گفته است؟ در صورت گفته شما باید فاتحه فقه را خواند و روش شما خلاف روش تمام فقهاست.

استاد عابدینی در پاسخ گفت: قرآن قطعی الصدور و ظنی الدلاله و روایت ظنی الصدور و قطعی الدلاله است و این ها باهم مساوی شدند. پس روایت توان تخصیص قرآن را دارد. در مورد روایت های این باب که ایشان و من خواندیم می گویم این روایات صریح الدلاله نیست هم از لحاظ سند و دلالت ظنی است و ظهور آنها به ظهور قرآن نمی رسد. و صاحب جواهر می خواست تواتر را بگوید ولی من گویم اخبار متواتر نداریم. بنده پنج شش سال است که حدود و قصاص را تدریس می کنم و الان در جواهر بحث قصاص را تدریس می کنم و متن جواهر را کلمه به کلمه می خوانیم دلیل های دیگری در جواهر نداریم.  من روایت ها قصاص را خوانده ام اگر روایتی هست که متواتر باشد بیاورید. دلالت این روایت ها دلالت خاص نیست و نمی تواند قرآن را تخصیص بزند.

وی افزود: هفت روایت داریم که مسلمان قصاص نمی شود اولین اشکال این است این با سیره پیامبر(ص) و با عقلِ عقلایی که دین را پیش می برد، سازگار نیست. و امام این را نفرموده است. عبارات مجمل و تقیه ای است و ظهوری ندارد.

استاد مغیثه در جواب گفت: حرف ایشان باطل است. گفته ایشان که روایت ظهور ندارد خلاف مبانی فقهی است، معنا ندارد که روایت ظهور ندارد. صریحِ روایت در مقام حکم شرعی است و ظهور دارد.

اساتید در پایان به سوالات حاضرین جواب دادند.

بررسی فقهی، تاریخی مجازات رجم

بررسی فقهی، تاریخی مجازات رجم

الحمدلله رب العالمین ، وصلی الله علی سیدنا محمدصلی الله و علیه وآله وسلم و آله طاهرین . رَبِّ اشْرَحْ لي‏ صَدْري، وَ يَسِّرْ لي‏ أَمْري‏ ، وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِساني‏، يَفْقَهُوا قَوْلي. امشب شب تولد موسی بن جعفر(علیه السلام)است . ما از دو جهت خوشحال هستیم یکی از جهت اینکه امشب شب تولد است و از جهت دیگر اینکه دوستان در اینجا جمع شده اند .

جایگاه مصلحت در دین اسلام

جایگاه مصلحت در دین اسلام

به گزارش روابط عمومی موسسه فهیم، دویست و سی و دومین جلسه نظریه پردازی موسسه فهیم شب گذشته ـ شنبه 16 اسفندماه ـ با موضوع "جایگاه مصلحت در دین اسلام" با نظریه پردازی «حجت الاسلام و المسلمین احمد عابدینی» و نقد «حجت الاسلام و المسلمین کاظم قاضی زاده» و با حضور اساتید، طلاب، دانشجویان و پژوهشگران در محل موسسه فهیم قم برگزار شد.

مطالب مرتبط

بررسی شرایط فقهی قصاص

بررسی شرایط فقهی قصاص

استاد احمد عابدینی: هدف از بحث و گفتگو، یاد گرفتن چیز نو است و این که ما میراث گذشته خود را مورد بازنگری قرار بدهیم و چیزهایی را که از نگاه گذشتگان غافل بوده، مورد عنایت قرار بدهیم. وی در ادامه در خصوص بحث قصاص افزود: وقتی که به احکام در مورد ارتداد و سب نبی و ... در شیعه و سنی نگاه می کنیم می بینیم که تقریباً احکام در این موارد یک چیز است ولی احکام مربوط به وصیت، طلاق و ... با وجود این که آیات قرآن در این باره زیاد است اختلاف هم فراوان است.